حدیث دربارهقاطعيت و عدم سازشكارى

صحيح مسلم عن أبي هريرة:لَمَّا اُنزِلَت هذِهِ الآيَةُ: «وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» ۱ دَعا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قُرَيشا فَاجتَمَعوا، فَعَمَّ وخَصَّ، فَقالَ: يا بَني كَعبِ بنِ لُؤيٍ ۲! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني مُرَّةَ بنِ كَعبٍ ۳! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَنِي عَبدِ شَمسٍ! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني عَبدِ مَنافٍ! أنقِذُوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني هاشِمٍ ۴! أنقِذُوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ ۵! أنقِذوا أنفُسَكُم مِنَ النّارِ. يا فاطِمَةُ! أنقِذي نَفسَكِ مِنَ النّارِ؛ فَإِنّي لا أملِكُ لَكُم مِنَ اللّهِ شَيئا، غَيرَ أنَّ لَكُم رَحِما سَأَبُلُّها بِبِلالِها ۶. ۷
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هريره ـ: وقتى اين آيه نازل شد كه: «و خويشان نزديكت را هشدار ده» ، پيامبر خدا، قريش را دعوت كرد و آنان جمع شدند. سپس به همه و به يكايك فرمود: «اى فرزندان كعب بن لُؤَى! ۸ خودتان را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان مُرّة بن كعب! ۹ خودتان را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان عبد شمس! خودتان را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان عبد مناف! خودتان را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان هاشم! ۱۰ خودتان را از آتش، نجات دهيد. اى فرزندان عبد المطّلب! ۱۱ خودتان را از آتش، نجات دهيد. اى فاطمه! ۱۲ خودت را از آتش، نجات ده؛ چرا كه من از جانب خداوند، هيچ چيز را براى شما تضمين نمى كنم، جز اين كه شما حقّ خويشاوندى اى داريد كه من بدان، با شما [در دنيا]ارتباط دارم [و به كار آخرت نمى آيد]».
۱.الشعراء: 214.
۲.. كعب بن لؤي، الجدّ السابع لرسول اللّه صلى الله عليه و آله.
۳.. مرّة بن كعب الجدّ السادس لرسول اللّه صلى الله عليه و آله.
۴.. هاشم، الابن الأكبر لعبد مناف الّذي اكتسب شرفا كبيرا بعد أبيه وأصبح سيّد البطحاء، وهو الجدّ الثاني للنبيّ صلى الله عليه و آله.
۵.. عبدالمطّلب، ابن هاشم اكتسب بين قومه سيادة ورئاسة واسعة جدّا، وكان يؤمن بالتوحيد والمعاد، ولذلك سمّي إبراهيم الثاني، وهو الجدّ الأوّل لرسول اللّه صلى الله عليه و آله.
۶.إنّ لكم رحما سأُبلّها ببلالها: أي أصلكم في الدنيا ولا اُغني عنكم من اللّه شيئا (النهاية: ج 1 ص 153 «بلل»).
۷.صحيح مسلم: ج 1 ص 192 ح 348.
۸.كعب بن لؤى، جدّ هفتم پيامبر خداست.
۹.مرّة بن كعب، جدّ ششم پيامبر خداست.
۱۰.هاشم، پسر بزرگ عبد مناف بود كه بعد از پدر، شرافتى فراوان يافت و سروَر بطحا گشت. وى، جدّ دوم پيامبر خداست.
۱۱.عبد المطّلب، فرزند هاشم است كه در ميان قومش سيادت و رياستى فراگير يافت و به توحيد و معاد، باور داشت. لذا او را ابراهيمِ دوم ناميدند. وى، جدّ اوّل پيامبر خداست.
۱۲.نظر به اين كه فاطمه زهرا عليهاالسلام در اين تاريخ (يوم الدار / سال سوم بعثت)، يا متولّد نشده بوده و يا طفلى بيش نبوده است، محتمل است كه مقصود از «فاطمه» در اين جا، فاطمه اى ديگر از قريش يا بنى هاشم (مثل: فاطمه بنت اسد، مادر خوانده پيامبر خدا) باشد. م.

احادیث دیگر این موضوع

۱