مَثَل منافق

6 حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المؤمنِ مَثَلُ سَبيكَةِ الذَّهَبِ؛ إن نَفَختَ علَيها احمَرَّت، وإن وُزِنَت لَم تَنقُصْ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مَثَل مؤمن، مَثَل شمش طلاست كه اگر در آتش نهاده شود، سرخ مى گردد و اگر وزن شود، كم نشان نمى دهد.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 148 ح 735 عن ابن عمرو.
کلیدواژه‌ها مثل هامثل منافق
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المؤمنِ كالبَيتِ الخَرِبِ في الظّاهِرِ، فإذا دَخَلتَهُ وجَدتَهُ مُؤنَّقا. ومَثَلُ الفاجِرِ كمَثَلِ القَبرِ المُشرِفِ المُجَصَّصِ يُعجِبُ مَن رآهُ وجَوفُهُ مُمتَلئٌ نَتْنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت مؤمن، حكايت خانه اى است كه بيرونش ويرانه است؛ امّا چون داخلش شوى، آن را آراسته و زيبا مى بينى، و حكايت كافر به مانند گور برجسته گچكارى شده است كه هر كس آن را ببيند، خوشش مى آيد؛ امّا درونش آكنده از بوى گند است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 149 ح 736 و 827 نحوه وكلاهما عن أبي هريرة.
کلیدواژه‌ها مثل هامثل منافق
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المؤمنِ ومَثَلُ الإيمانِ كمَثَلِ الفَرَسِ في أخِيَّتِهِ يَجولُ ثُمّ يَرجِعُ إلى أخِيَّتِهِ، وإنّ المؤمِنَ يَسهو ثُمّ يَرجِعُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت مؤمن و حكايت ايمان، حكايت اسب است در اَخيّه اش ۲ كه چرخى مى زند و سپس به طرف اخيّه خود بر مى گردد. همانا مؤمن اشتباه مى كند و سپس [از اشتباه خود]بر مى گردد.
۱.صحيح ابن حبّان: ج 2 ص 381 عن أبي سعيد الخدري.
۲.. اَخيّه: ميخ آخور كه رسن ستور بر آن بندند (لغت نامه دهخدا).
کلیدواژه‌ها مثل هامثل منافق
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المؤمنِ والمُنافِقِ والكافِرِ كمَثَلِ رَهطٍ ثَلاثةٍ وَقَعوا إلى نَهرٍ، فوَقَعَ المؤمنُ فقَطعَ، ثُمّ وَقَعَ المُنافِقُ حتّى إذا كادَ أن يَصِلَ إلَى المؤمنِ ناداهُ الكافِرُ أنْ هَلُمَّ إلَيَّ فإنِّي أخشى علَيكَ، وناداهُ المؤمنُ أنْ هَلُمَّ إلَيّ فإنّ عِندي وعِندي يحظى لَهُ ماعِندَهُ. فما زالَ المُنافقُ يَتَردّدُ بَينَهُما حتّى أتى عَليهِ أذىً فغَرّقَهُ، وإنّ المُنافقَ لَم يَزَلْ في شَكٍّ وشُبهَةٍ حتّى أتى علَيهِ المَوتُ وهُو كَذلكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت مؤمن و منافق و كافر، حكايت يك گروه سه نفرى است كه به سوى رودخانه اى مى روند. ابتدا مؤمن وارد رودخانه مى شود و از آن مى گذرد. سپس منافق وارد مى شود و چيزى نمانده كه خودش را به مؤمن برساند، كافر صدايش مى زند كه: «به سوى من بيا؛ زيرا براى تو نگرانم» و مؤمن صدا مى زند كه: «به سوى من بيا؛ زيرا نزد من، بهره مند خواهى بود». منافق، پيوسته ميان آن دو رفت و آمد مى كند تا آن كه بالأخره گزندى به او مى رسد و غرقش مى كند. آرى، منافق پيوسته در شك و شبهه به سر مى برد تا آن كه مرگش فرا مى رسد. او چنين حالتى دارد.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 172 ح 869 نقلاً عن ابن جرير.
کلیدواژه‌ها مثل هامثل منافق
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المُنافقِ كمَثَلِ الشّاةِ العائرَةِ بَينَ الغَنَمَينِ، تَعِيرُ إلى هذهِ مَرّةً وإلى هذهِ مَرّةً لا تَدري أَيُّهما تَتبَعُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت منافق، حكايت گوسفندى است كه ميان دو رمه گوسفند، سرگردان است؛ گاه به طرف اين رمه مى رود و گاه به طرف آن رمه و نمى داند دنبال كدام يك برود.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 169 ح 852 عن ابن عمر.
کلیدواژه‌ها مثل هامثل منافق
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المُنافقِ مَثَلُ جِذعِ النَّخلِ؛ أرادَ صاحِبُهُ أن يَنتَفِعَ بهِ في بَعضِ بِنائهِ فلَم يَستَقِمْ لَهُ في المَوضِعِ الّذي أرادَ، فحَوّلَهُ في مَوضِعٍ آخَرَ فلَم يَستَقِمْ لَهُ، فكانَ آخِرُ ذلكَ أنْ أحرَقَهُ بالنّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت منافق، حكايت تنه درخت خرماست كه صاحبش مى خواهد از آن در قسمتى از ساختمان خانه اش استفاده كند؛ ولى در جايى كه مى خواهد بگذارد، درست قرار نمى گيرد. از اين رو، آن را در جاى ديگر ساختمان مى گذارد و براى آن جا هم مناسب نيست و بالأخره كار به آن جا مى رسد كه آن را مى سوزاند.
۱.الكافي: ج 2 ص 396 ح 5 عن سعيد بن يسار عن الإمام الصادق عليه السلام.
کلیدواژه‌ها مثل هامثل منافق