مسابقه
8 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما يَشهَدُ المَلائِكَة مِن لَهوِكُم إلَا الرِّهانَ والنِّضالَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در ميان سرگرمى هاى شما، فرشتگان، تنها در مسابقه اسب سوارى و تيراندازى، حضور مى يابند.
۱.المعجم الكبير: ج 12 ص 305 ح 13474 عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:رِهانُ الخَيلِ طِلقٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مسابقه اسب سوارى، حلال است.
۱.كنز العمّال: ج 4 ص 344 ح 10815 نقلاً عن سمويه و الضياء عن رفاعة بن رافع.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله، رَخَّصَ فِي السَّبقِ بَينَ الخَيلِ، وسابَقَ بَينها، وجَعَلَ في ذلِكَ أواقِيَّ مِن فِضَّةٍ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا، اجازه برگزارى مسابقه اسب سوارى داد و خود، آن را اجرا كرد و هفت مثقال نقره، [جايزه]مقرّر كرد.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 345.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله أجرَى الخَيلَ الَّتي اُضمِرَت مِنَ الحَفياء إلى مَسجِدِ بَني زُرَيق وسَبَّقَها مِن ثَلاثِ نَخَلاتٍ فَأَعطَى السّابِق عُذقا، و أعطَى المُصَلِّيَ عُذقا، وأعطَى الثّالِثَ عُذقا. ۱
مسند ابن حنبل عن ابن عمر:سَبَّقَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله بَينَ الخَيلِ فَأَرسَلَ ماضُمِّرَ مِنها مِنَ الحَفياء، أو الحَيفاء إلى ثَنِيَّةِ الوَداع، وأرسَلَ ما لَم يُضَمَّر مِنها مِن ثَنِيَّةِ الوَداع إلى مَسجِدِ بَني زُرَيق، قالَ عَبدُاللّه: فَكُنتُ فارِسا يَومَئِذٍ فَسَبَقتُ النّاسَ طَفَّفَ بِيَ الفَرَسُ مَسجِدَ بَني زُرَيق. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ: پيامبر خدا، ميان اسب ها مسابقه برقرار كرد. اسب هايى را كه براى مسابقه ورزيده شده بودند، از محلّه حفيا (يا حيفا) تا محلّه ثَنيّة الوداع و اسب هايى را كه براى مسابقه ورزيده نشده بودند، از محلّه ثنيّة الوداع تا مسجد بنى زُرَيق به حركت در آورد. من، سواركارى ورزيده بودم و از همه مردم، پيشى گرفتم. اسب، مرا تا مسجد بنى زُرَيق بُرد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 206 ح 4487.
عوالي اللآلي:رُوِيَ إنَّهُ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِقَومٍ مِنَ الأَنصار يَتَرامَونَ، فَقالَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله: أنَا فِي الحِزبِ الَّذي فيهِ ابنُ الأَدرَع.
فَأَمسَكَ الحِزبُ الآخَرُ، وقالوا: لَن يُغلَبَ حِزبٌ فيهِ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله.
قالَ: اِرموا فَإِنّي أرمي مَعَكُم.
فَرَمى مَعَ كُلِّ واحِدٍ رَشقا فَلَم يَسبِق بَعضُهُم بَعضا، فَلَم يَزالوا يَتَرامَونَ وأولادُهُم وأولادُ أولادِهِم، لايَسبِقُ بَعضُهُم بعَضا. ۱
عوالى اللآلى:روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله، از كنار گروهى از انصار گذشت كه تيراندازى مى كردند. فرمود: «من در گروهى هستم كه ابن اَدرَع در آن است».
گروه ديگر، دست از مسابقه كشيدند و گفتند: گروهى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن است، شكست نمى خورد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تيراندازى كنيد. من با هر دو گروه، تيراندازى مى كنم» و با هر گروه، تيرى انداخت. هيچ يك از دو گروه نتوانستند برنده شوند.
آنها پيوسته تيراندازى مى كردند و فرزندان خود و فرزندانِ فرزندان خود را نيز شركت دادند؛ ولى هيچ يك از دو گروه، برنده نشد.
۱.عوالي اللآلي: ج 3 ص 266 ح 5.
عوالي اللآلي عن أبي لُبَيد:سُئِلَ ابنُ مالِك: هَل كُنتُم تَتَراهَنونَ عَلى عَهدِ رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله؟
فَقالَ: نَعَم، راهَنَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله عَلى فَرَسٍ لَهُ، فَسَبَقَ فَسُرَّ بِذلِكَ وأعجَبَهُ. ۱
عوالى اللآلىـ به نقل از ابو لُبَيد ـ: از ابن مالك سؤال شد: آيا شماها در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بر سر چيزى مسابقه مى داديد؟
گفت: بله. پيامبر خدا، اسب خود را به عنوان جايزه تعيين كرد و [خودش] در مسابقه برنده شد و از اين كار، خشنود گشت.
۱.عوالي اللآلي: ج 3 ص 265 ح 2.
السنن الكبرى عن الحسن:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله قالَ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ، قَد جَعَلتُ إلَيكَ هذِهِ السُّبقَةَ بَينَ النّاسِ.
فَخَرَجَ عَلِيٌّ فَدَعا سُراقَةَ بنَ مالِك، فَقالَ: يا سُراقَة، إنّي قَد جَعَلتُ إلَيكَ ما جَعَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله في عُنُقي مِن هذِهِ السُّبقَةِ في عُنُقِكَ، فَإِذا أتَيتَ الميطار.
[قالَ أبوعَبدِالرَّحمن: وَالميطار مُرسِلُها مِنَ الغايَةِ،] فَصُفَّ الخَيلَ، ثُمَّ نادِ هَل مُصَلٍّ لِلِجامٍ، أو حامِلٌ لِغُلامٍ، أو طارِحٌ لِجُلٍّ؟ فَإِذا لَم يُجِبكَ أحَدٌ فَكَبِّرَ ثَلاثا، ثُمَّ خَلِّها عِندَ الثّالِثَةِ يُسعِدِ اللّهُ بِسَبَقِهِ مَن شاءَ مِن خَلقِهِ.
وكانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَقعُدُ عِندَ مُنتَهَى الغايَةِ، وَيَخُطُّ خَطّا
السنن الكبرىـ به نقل از حسن [بصرى] ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: «اى على! اجراى اين مسابقه را در ميان مردم، بر عهده تو نهادم».
على عليه السلام، بيرون آمد و سُراقة بن مالك را فرا خواند و گفت: «اى سراقه! آنچه را پيامبر صلى الله عليه و آله در كار اجراى مسابقه بر گردنم نهاد، بر گردن تو نهادم. پس، هر گاه به محلّ حركت اسب ها (نقطه آغاز مسابقه) رسيدى، اسب ها را به صف كن و فرياد بر آور: آيا كسى هست كه اسب خود را لجام نزده باشد، يا كودكى به همراه داشته باشد و يا اسب خود را زين نكرده باشد؟ ۲ اگر كسى پاسخ نداد، سه بار تكبير بگو و با تكبير سوم، فرمان حركت بده. خداوند، هر كه را بخواهد، پيروز مى گرداند».
على عليه السلام، خود، در نقطه پايان مسابقه مى نشست و خطّى مى كشيد و دو