گريه براى مرگ فرزند و خويشان
3 حدیث
الأمالي للطوسي عن عائشه:لَمّا ماتَ إبراهيمُ بَكَى النبيُّ صلى الله عليه و آله حتّى جَرَت دُموعُهُ على لِحيَتِهِ، فقيلَ لَهُ: يا رسولَ اللّهِ، تَنهى عنِ البُكاءِ وأنتَ تَبكي؟! فقالَ: ليسَ هذا بُكاءً، وإنّما هذهِ رَحمَةٌ، ومَن لا يَرحَمْ لا يُرحَمْ. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از عايشه ـ: هنگامى كه ابراهيم (پسر پيامبر خدا) درگذشت، پيامبر صلى الله عليه و آله چندان گريست كه اشك هايش بر محاسنش جارى گشت. عرض شد: اى پيامبر خدا! شما از گريستن نهى مى كنيد و خود مى گرييد؟!
فرمود: «اين، گريه نيست؛ بلكه رحم است، و هر كه رحم نكند، به او رحم نمى شود».
۱.الأمالي للطوسي: ص 388 ح 850، بحارالأنوار: ج 22 ص 151 ح 1.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانمصیبت ها بلاها و شرورمصیبت ها +1 مورد دیگر
بحار الأنوار عن جابر بن عبداللّه:أخَذَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِيَدِ عبدِ الرحمنِ بنِ عَوفٍ فَأتى إبراهيمَ وهو يَجودُ بنفسِهِ، فَوَضَعَهُ في حِجرِهِ فقالَ: يا بُنَيَّ، إنّي لا أملِكُ لكَ مِنَ اللّهِ شَيئا، وذَرَفَت عَيناهُ، فقالَ لَهُ عبدُ الرحمنِ: يا رسولَ اللّهِ، تَبكِي؟ أوَلَم تَنهَ عنِ البُكاءِ؟
قالَ: إنّما نَهَيتُ عنِ النَّوحِ، عن صَوتَينِ أحمَقَينِ فاجِرَينِ: صوتٌ عِند نِعَمٍ: لَعِبٌ ولَهوٌ ومَزاميرُ شيطانٍ، وصوتٌ عندَ مُصيبَةٍ: خَمْشُ وُجوهٍ وشَقُّ جُيوبٍ ورَنَّـةُ شيطانٍ.
إنّما هذهِ رحمَةٌ، مَن لا يَرحَمْ لا يُرحَمْ، لولا أنّهُ أمرٌ حَقٌّ، ووَعدٌ صِدْقٌ، وسَبيلٌ باللّهِ وإنَّ آخِرَنا سَيَلحَقُ أوَّلَنا لَحَزَنّا علَيكَ حُزنا أشَدَّ مِن هذا، وإنّا بكَ لَمَحزُونُونَ،
بحار الأنوارـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـپيامبر خدا دست عبد الرحمان بن عوف را گرفت و نزد ابراهيم آمد كه در حال جان دادن بود. پس او را در دامن خود گذاشت و فرمود: «فرزند عزيزم! در برابر خواست خدا، كارى از من ساخته نيست» و از چشمانش اشك سرازير شد.
عبد الرحمان عرض كرد: اى پيامبر خدا! گريه مى كنيد؟ مگر شما خود از گريستن نهى نفرموديد؟
پيامبر خدا فرمود: «من از نوحه كردن نهى كردم؛ از دو صداى احمقانه و زشت: صدايى به هنگام خوشى ـ يعنى لهو و لعب و ساز و آواز شيطانى ـ، و صدايى به هنگام مصيبت ـ يعنى خراشيدن چهره و دريدن گريبان و فرياد شيطانى ـ؛ اما اين گريه من، از سرِ رحم و دلسوزى است و كسى كه رحم نكند، به او رحم نمى شود. [فرزندم!] اگر نبود كه مرگ، حق است و وعده اى است تخلّف ناپذير و راه خداست كه
۱.بحار الأنوار: ج 82 ص 90 ح 43.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانمصیبت ها بلاها و شرورمصیبت ها +1 مورد دیگر
سنن النسائي عن أبي هريرة:ماتَ مَيِّتٌ مِن آلِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فاجتَمَعَ النِّساءُ يَبكِينَ علَيهِ فقامَ عمرُ يَنهاهُنَّ ويَطرُدُهُنَّ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: دَعهُنَّ يا عمرُ، فإنّ العَينَ دامِعةٌ والقَلبَ مُصابٌ والعَهدَ قريبٌ. ۱
سنن النسائىـ به نقل از ابو هُريره ـ: يكى از افراد خاندان پيامبر خدا در گذشت. زن ها جمع شده بودند و بر او مى گريستند، كه عمر برخاست و آنان را از گريستن نهى كرد و شروع به متفرّق كردن آنها نمود. پيامبر خدا فرمود: «اى عمر! رهايشان كن؛ چرا كه چشم، اشكبار است و دل، مصيبت ديده و داغشان تازه است».
۱.سنن النسائي: ج 4 ص 19.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانمصیبت ها بلاها و شرورمصیبت ها +1 مورد دیگر