حدیث دربارهگريه براى مرگ فرزند و خويشان

سنن النسائي عن أبي هريرة:ماتَ مَيِّتٌ مِن آلِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فاجتَمَعَ النِّساءُ يَبكِينَ علَيهِ فقامَ عمرُ يَنهاهُنَّ ويَطرُدُهُنَّ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: دَعهُنَّ يا عمرُ، فإنّ العَينَ دامِعةٌ والقَلبَ مُصابٌ والعَهدَ قريبٌ. ۱
سنن النسائىـ به نقل از ابو هُريره ـ: يكى از افراد خاندان پيامبر خدا در گذشت. زن ها جمع شده بودند و بر او مى گريستند، كه عمر برخاست و آنان را از گريستن نهى كرد و شروع به متفرّق كردن آنها نمود. پيامبر خدا فرمود: «اى عمر! رهايشان كن؛ چرا كه چشم، اشكبار است و دل، مصيبت ديده و داغشان تازه است».
۱.سنن النسائي: ج 4 ص 19.

احادیث دیگر این موضوع

۲
بحار الأنوارـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـپيامبر خدا دست عبد الرحمان بن عوف را گرفت و نزد ابراهيم آمد كه در حال جان دادن بود. پس او را در دامن خود گذاشت و فرمود: «فرزند عزيزم! در برابر خواست خدا، كارى از من ساخته نيست» و از چشمانش اشك سرازير شد. عبد الرحمان عرض كرد: اى پيامبر خدا! گريه مى كنيد؟ مگر شما خود از گريستن نهى نفرموديد؟ پيامبر خدا فرمود: «من از نوحه كردن نهى كردم؛ از دو صداى احمقانه و زشت: صدايى به هنگام خوشى ـ يعنى لهو و لعب و ساز و آواز شيطانى ـ، و صدايى به هنگام مصيبت ـ يعنى خراشيدن چهره و دريدن گريبان و فرياد شيطانى ـ؛ اما اين گريه من، از سرِ رحم و دلسوزى است و كسى كه رحم نكند، به او رحم نمى شود. [فرزندم!] اگر نبود كه مرگ، حق است و وعده اى است تخلّف ناپذير و راه خداست كه بايد رفت و [به ناچار] بازماندگانِ ما به رفتگانمان مى پيوندند، هر آينه بيش از اين، براى تو اندوهگين مى شديم. ما براى تو غمگينيم. چشم مى گريد و دلْ اشك مى ريزد؛ اما سخنى كه خداوند عز و جل را ناخشنود سازد، بر زبان نمى آوريم».