حدیث دربارهكم مقدارتر از بال پشه
حِلية الأَولياء عن زيدِ بن ثابِت:نامَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله عَلى حَصيرٍ فَأَثَّرَ في جَنبِهِ، فَقالَت لَهُ عائِشَةُ: يا رَسولَ اللّه هذا كِسرى وقَيصَرُ في مُلكٍ عَظيمٍ، وأنتَ رَسولُ اللّهِ لا شَيءَ لَكَ؛ تَنامُ عَلَى الحَصيرِ وتَلبَسُ الثَّوبَ الرَّديءَ!
فَقالَ لَها رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله: يا عائِشَةُ، لَو شِئتُ أن تَسيرَ مَعِيَ الجِبالُ ذَهَبا لَسارَت، ولَقَد أتاني جِبريلُ بِمَفاتيحِ خَزائِنِ الدُّنيا فَلَم اُرِدها. اِرفَعِي الحَصيرَ!
فَرَفَعَتهُ، فَإِذا تَحتَ كُلِّ زاوِيَةٍ مِنها قَضيبٌ مِن ذَهَبٍ ما يَحمِلُهُ الرَّجُلُ، فَقالَ: اُنظُري إلَيها يا عائِشَة، إنَّ الدُّنيا لا تَعدِلُ عِندَ اللّهِ مِنَ الخَيرِ قَدرَ جَناحِ بَعوضَةٍ. ثُمَّ غارَتِ القُضبانُ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از زيد بن ثابت ـ: پيامبر خدا بر بوريايى خوابيد و بوريا در پهلوى ايشان، رَد انداخت. عايشه گفت: اى پيامبر خدا! كسرا و قيصر، از سلطنتى بزرگ برخوردارند و تو كه پيامبر خدايى، هيچ ندارى؛ بر بوريا مى خوابى و جامه بى مقدار مى پوشى!
پيامبر خدا به او فرمود: «اى عايشه! اگر بخواهم كه كوه ها برايم از طلا شوند، چنين مى شوند. جبرئيل عليه السلام، كليدهاى خزانه هاى دنيا را برايم آورد؛ ولى من آنها را نخواستم. بوريا را بالا بزن!».
چون عايشه بوريا را برداشت، زير هر گوشه اى از آن، قطعه اى از طلا بود كه يك مرد نمى تواند آن را بردارد. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى عايشه! به اينها بنگر. دنيا در
نزد خداوند، حتّى به اندازه بال پشه اى ارزش ندارد».
در اين هنگام، قطعه ها [ى طلا] در زمين فرو رفتند (ناپديد شدند).
۱.حلية الأولياء: ج 7 ص 262.