برترينِ مردم
4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أَفضَلُكُم مَنزِلَةً عِندَاللّهِ تَعَالَى أَطوَلُكُم جُوعَا وَتَفَكُّرا، وَأبغَضُكُم إلى اللّه تَعالى كُلُّ نَؤُومٍ وَأكُولٍ وَشَروبٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بلند پايه ترينِ شما نزد خداوند متعال، كسى است كه مدّت هاى طولانى ترى گرسنگى بكشد و به تفكّر بپردازد و منفورترين شما نزد خداوند متعال، هر آن كسى است كه پُرخواب و پُرخور و پُرنوش باشد.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 100.
عنه صلى الله عليه و آله:أيُّها النَّاسُ! إنَّ أَفضَلَ النَّاسِ مَن تَوَاضَعَ عَن رِفعَةٍ، وَزَهَدَ عَن غُنِيَةٍ، وأنصَفَ عَن قُوَّةٍ، وَحَلُمَ عَن قُدرَةٍ، أَلا وإنَّ أَفضَلَ النَّاسِ عَبدٌ أَخَذَ مِن الدُّنيا الكَفَافَ، وَصَاحَبَ فِيها العَفَافَ، وَتَزَوَّدَ للرَّحِيلِ، وَتَأهَّبَ لِلمَسيرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! همانا برترينِ مردم، كسى است كه با وجود بلند مرتبگى، فروتنى كند و با وجود توانگرى، به دنيا زهد ورزد و در عين داشتن توانايى، انصاف به خرج دهد و در عين قدرتمندى، بردبار باشد. بدانيد كه برترينِ مردم، بنده اى است كه از دنيا به قدر كفاف برگيرد و در آن، با خويشتندارى و عزّت نفْس زندگى كند و براى سفر [آخرت]، توشه برگيرد و براى رفتن، آماده شود.
۱.أعلام الدين: ص 337 ح 15.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ عَن أَفضَل النَّاسِ ـ: مَن قَلَّ طَعمُهُ وَضِحكُهُ، وَرَضِيَ بِما يَستُرُ عَورَتَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال از برترينِ مردم ـ: كسى كه كم خُورَد و كم خندد و به آنچه برهنگى اش را بپوشاند، قانع باشد.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 100 و 250.
عنه صلى الله عليه و آله:ألا إنّ بَني آدَمَ خُلِقوا على طَبَقاتٍ: ألا وإنّ مِنهُمُ البَطيءَ الغَضَبِ السَّريعَ الفَيءِ، ومِنهُم سَريعُ الغَضَبِ سَريعُ الفَيءِ، فتِلكَ بتِلكَ، ألا وإنّ مِنهُم سَريعَ الغَضَبِ بَطيءَ الفَيءِ، ألا وخَيرُهُم بَطيءُ الغَضَبِ سَريعُ الفَيءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدانيد كه فرزندان آدم چندگونه آفريده شده اند: برخى دير به خشم مى آيند و زود خشمشان فروكش مى كند و برخى زود به خشم مى آيند و زود هم خشمشان فرو مى نشيند. پس اين، به آن. برخى هم زود به خشم مى آيند و خشمشان دير فروكش مى كند. بدانيد كه بهترين آنها كسانى اند كه دير به خشم مى آيند و زود آرام مى گيرند.
۱.الترغيب والترهيب: ج 3 ص 448 ح 10 عن أبي سعيد الخدري.