رهايى از آتش دوزخ
2 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في بَيانِ فَضلِ فاطِمَةَ عليهاالسلام يَومَ القِيامَةِ ـ: يوحِي اللّهُ عز و جلإلَيها: يا فاطِمَةُ، سَليني اُعطِكِ، وتَمَنّي عَلَيَّ اُرضِكِ. فَتَقولُ: إلهي أنتَ المُنى وفَوقَ المُنى، أسأَلُكَ ألّا تُعَذِّبَ مُحِبّي ومُحِبَّ عِترَتي بِالنّارِ. فَيوحِي اللّهُ إلَيها: يا فاطِمَةُ، وعِزَّتي وجَلالي وَارتِفاعِ مَكاني، لَقَد آلَيتُ عَلى نَفسي، مِن قَبلِ أن أخلُقَ السَّماواتِ وَالأَرضَ بِأَلفَي عامٍ، أن لا اُعَذِّبَ مُحِبّيكِ ومُحِبّي عِترَتِكِ بِالنّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان فضيلت فاطمه عليهاالسلام در روز قيامت ـ: خداوند عز و جل به او وحى مى فرمايد كه: «اى فاطمه! از من بخواه تا به تو عطا كنم و از من تمنّا كن تا راضى ات گردانم».
پس، فاطمه مى گويد: خداى من! تو خود، آرزويى و بالاتر از آرزويى. از تو مى خواهم كه دوستدار من و دوستدار عترتم را به آتش، عذاب نكنى.
خداوند به او وحى مى فرمايد كه: «اى فاطمه! به عزّت و جلال و عظمت مقامم سوگند كه من، دو هزار سال پيش از آن كه آسمان ها و زمين را بيافرينم، به خود سوگند خورده ام كه دوستداران تو و دوستداران عترتت را در آتش، عذاب نكنم».
۱.تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 485 ح 12 عن أبي ذرّ، بحارالأنوار: ج 27 ص 140 ح 144.
تاريخ بغداد عن بِلال بن حَمامَةَ:خَرَجَ عَلَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ ضاحِكًا مُستَبشِرًا، فَقامَ إلَيهِ عَبدُ الرَّحمن بنُ عَوفٍ فَقالَ: ما أضحَكَكَ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: بِشارَةٌ أتَتني مِن عِندِ رَبّي، إنَّ اللّهَ لَمّا أرادَ أن يُزَوِّجَ عَلِيًّا فاطِمَةَ أمَرَ مَلَكًا أن يَهُزَّ شَجَرَةَ طوبى، فَهَزَّها فَنَثَرَت رِقاقًا ـ يَعني صِكاكًا ـ وأنشَأَ اللّهُ مَلائِكَةً اِلتَقَطوها، فَإِذا كانَتِ القِيامَةُ ثارَتِ المَلائِكَةُ فِي الخَلقِ، فَلا يَرَونَ مُحِبًّا لَنا أهلَ البَيتِ مَحضًا إلّا دَفَعوا إلَيهِ مِنها كِتابًا: بَراءَةٌ لَهُ مِنَ النّارِ. مِن أخي وَابنِ عَمّي وَابنَتي فِكاكُ رِقابِ رِجالٍ ونِساءٍ مِن اُمَّتي مِنَ النّارِ. ۱
تاريخ بغدادـ به نقل از بلال بن حمامَه ـ: روزى پيامبر خدا، خندان وشادان به سوى ما آمد. عبد الرحمان بن عوف گفت: اى پيامبر خدا! براى چه مى خندى؟
فرمود: «بشارتى از جانب پروردگارم به من رسيد. هنگامى كه خدا خواست فاطمه را به همسرى على در آورد، به فرشته اى دستور داد درخت طوبا را تكان دهد و او آن را تكان داد و اوراق مكتوبى پراكنده شدند. خداوند، فرشتگانى را ايجاد كرد كه آنها را جمع كردند. پس چون قيامت شود، آن فرشتگان در ميان خلايق مى گردند و هر يك از دوستداران بااخلاص ما اهل بيت را ببينند، يكى از آن نوشته ها را به او مى دهند كه در آن نوشته شده است: «اين، امان نامه اى از آتش است، از جانب برادرم و پسر عمويم و دخترم، براى رهايى مردان و زنانى از امّتم از آتش دوزخ».
۱.تاريخ بغداد: ج4 ص210 وراجع: الخرائج والجرائح: ج 2 ص 536 ح 11.