مَثَل دنيا
2 حدیث
الزهد للحسين بن سعيد عن عبداللّه بن سنان:سمعت أبا عبداللّه عليه السلام يقول: دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله رَجُلٌ وهُوَ عَلى حَصيرٍ قَد أثَّرَ في جِسمِهِ، ووِسادَةِ ليفٍ قَد أثَّرَت في خَدِّهِ. فَجَعَلَ يَمسَحُ ويَقولُ: ما رَضِيَ بِهذا كِسرى ولا قَيصَرُ، إنَّهُم يَنامونَ عَلَى الحَريرِ وَالدّيباجِ وأنتَ عَلى هذَا الحَصيرِ؟!
قالَ: فَقالَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله: لَأَنا خَيرٌ مِنهُما وَاللّهِ، لَأَنَا أكرَمُ مِنهُما وَاللّهِ، ما أنَا وَالدُّنيا، إنَّما مَثَلُ الدُّنيا كَمَثَلِ رَجُلٍ راكِبٍ مَرَّ عَلى شَجَرَةٍ ولَها فَيءٌ فَاستَظَلَّ تَحتَها، فَلَمّا أن مالَ الظِّلُّ عَنهَا ارتَحَلَ فَذَهَبَ وتَرَكَها. ۱
الزهد، حسين بن سعيدـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «مردى بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد، در حالى كه ايشان بر بوريايى خفته بود و بالشى از ليف خرما زيرِ سر داشت و آن بوريا و بالش بر بدن و گونه پيامبر صلى الله عليه و آله رد انداخته بود. مرد، شروع به دست كشيدن [بر بوريا]كرد و مى گفت: كسرا و قيصر به اين چيزها رضايت ندارند و بر بستر حرير و ديبا مى خوابند و تو بر چنين بوريايى؟!
پيامبر خدا فرمود: سوگند به خدا كه من از آنها بهترم. به خدا سوگند كه من، از آنان گرامى ترم. مرا چه به دنيا؟ حكايت دنيا، در حقيقت، حكايت مردى سواره است كه از درختى مى گذرد و آن درخت را سايه اى است و در سايه آن، فرود مى آيد و چون سايه اش مى رود، او مى كوچد و مى رود و درخت را
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 50 ح 134، بحار الأنوار: ج 73 ص 126 ح 124.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ هذِهِ الدُّنيا مَثَلُ ثَوبٍ شُقَّ مِن أوَّلِهِ إلى آخِرِهِ، فَبَقِيَ مُتَعَلِّقا بِخَيطٍ في آخِرِهِ، فَيوشِكُ ذلِكَ الخَيطُ أن يَنقَطِعَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مَثَل اين دنيا، مَثَل جامه اى است كه از سر تا به تَه، دريده و در انتهايش به نخى آويخته است. زود است كه آن نخ نيز بگُسلد!
۱.شُعب الإيمان: ج 7 ص 260 ح 10240 عن أنس؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 148 وفيه «هذه» بدل «مثل هذه».