حدیث دربارهنهى از رَهبانيت و حرام شمردن حلال خدا

الطَبقات الكُبرى عن أبي قِلابَةَ:إنَّ عُثمانَ بنَ مَظعونٍ اتَّخَذَ بَيتا فَقَعَدَ يَتَعَبَّدُ فيهِ، فَبَلَغَ ذلِكَ النَّبِي صلى الله عليه و آله، فَأَتاهُ فَأَخَذَ بِعِضادَتَي بابِ البَيتِ الَّذي هُوَ فيهِ، فَقالَ: يا عُثمانُ، إنَّ اللّهَ لَم يَبعَثني بِالرَّهبانِيَّةِ ـ مَرَّتينِ أو ثَلاثا ـ وإنَّ خَيرَ الدّينِ عِندَ اللّهِ الحَنيفِيَّةُ السَّمحَةُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابو قِلابه ـ: عثمان بن مظعون، اتاقى ساخت و در آن به عبادت نشست. خبرش به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد. نزد او آمد و دو چارچوب درِ اتاقى را كه عثمان در آن بود، گرفت و دو يا سه بار فرمود: «اى عثمان! خداوند، مرا با رَهبانيت نفرستاده است. بهترين دين در نزد خدا، دين مستقيم و آسان است».
۱.الطبقات الكبرى: ج 3 ص 395.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مجمع البيانـ به نقل از ابن مسعود ـ: من در تَرك پيامبر خدا، بر الاغى سوار بودم. ايشان فرمود: «اى پسرِ امّ عبد! آيا مى دانى كه چرا بنى اسرائيل، رهبانيت را پديد آوردند؟». گفتم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «بعد از عيسى عليه السلام، شاهان بر بنى اسرائيل چيره شدند و گنهكارى پيشه كردند. مؤمنان، به خشم آمدند و با آنان به جنگ برخاستند؛ ولى اهل ايمان، سه بار شكست خوردند، به طورى كه تنها شمارى اندك از ايشان، باقى ماندند. پس گفتند: اگر اينان بر ما چيره آيند، نابودمان مى كنند و ديگر طرفدارى براى دين، باقى نمى ماند كه به آن دعوت كند. بياييد در زمين، پراكنده شويم تا خداوند، پيامبرى را كه عيسى عليه السلام وعده آمدنش را داده است، برانگيزد. مقصودشان محمّد صلى الله عليه و آله بود. پس، در غارهاى كوه ها پراكنده شدند و رهبانيت را پديد آوردند. عدّه اى از ايشان به دين خويش، پايدار ماندند و برخى به كفر گراييدند». سپس اين آيه را تلاوت كرد: «و رهبانيتى (ترك دنيايى) كه از پيشِ خود در آوردند، ما آن را برايشان مقرّر نكرديم، مگر براى آن كه كسب خشنودى خدا كنند. با اين حال، آن را چنان كه حقّ رعايت آن بود، منظور نداشتند» . سپس فرمود: «اى پسر امّ عبد! آيا مى دانى رهبانيّت امّت من چيست؟». گفتم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «هجرت، جهاد، نماز، روزه، حج و عمره».
مجمع البيانـ به نقل از ابن مسعود ـ: بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدم. فرمود: «اى پسر مسعود! كسانى كه پيش از شما بودند، به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند كه دو فرقه آنان، نجات يافتند و بقيّه هلاك شدند. فرقه اى كه براى دفاع از دين عيسى عليه السلام با شاهان جنگيدند و كشته شدند، و فرقه اى كه نه توان مقابله با شاهان را داشتند و نه در ميان ايشان ماندند تا آنان را به دين خداى متعال و آيين عيسى عليه السلام فرا خوانند. از اين رو، به سياحت سياحت: گشتن در زمين براى عبادت (لسان العرب: ج 2، ص 492 «سيح»)، درويشى، دوره گردى. در آبادى ها پرداختند و رهبانيت پيشه كردند. اينان، همانهايند كه خداوند، درباره آنها فرموده است: «و رهبانيتى (ترك دنيايى) كه از پيشِ خود در آوردند، ما آن را برايشان مقرّر نكرديم» . پيامبر صلى الله عليه و آله سپس فرمود: «هر كس به من ايمان آورْد و تصديقم كرد و از من پيروى نمود، اين رهبانيت را، چنان كه بايد، رعايت كرده است و آنان كه به من ايمان نياوردند، هم ايشان اند هلاك شدگان».