حدیث دربارهقُسّ بن ساعده
الأمالي للمفيد عن ابن عبّاس:لَمّا قَدِمَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وَفدُ إيادٍ، قالَ لَهُم: ما فَعَلَ قُسُّ بنُ ساعِدَةَ؟ قالوا: ماتَ يا رَسولَ اللّهِ.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: رَحِمَ اللّهُ قُسَّ بنَ ساعِدَةَ، كَأَنّي أنظُرُ إلَيهِ بِسوقِ عُكاظٍ عَلى جَمَلٍ أورَقَ ۱، وهُوَ يَتَكَلَّمُ بِكَلامٍ عَلَيهِ حَلاوَةٌ ما أَجِدُني أحفَظُهُ.
فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ: أنَا أحفَظُهُ يا رَسولَ اللّهِ، سَمِعتُهُ وهُوَ يَقولُ بِسوقِ عُكاظٍ: أيُّهَا النّاسُ! اسمَعوا، وَعوا، وَاحفَظوا: مَن عاشَ ماتَ، ومَن ماتَ فاتَ، وكُلُّ ما هُوَ آتٍ آتٍ، لَيلٌ داجٍ ۲، وسَماءٌ ذاتُ أبراجٍ، وبِحارٌ تَرَجرَجُ ۳، ونُجومٌ تَزهَرُ، ومَطَرٌ ونَباتٌ، وآباءٌ واُمَّهاتٌ، وذاهِبٌ وآتٍ، وضَوءٌ وظَلامٌ، وبِرٌّ وآثامٌ، وَلِباسٌ ورِياشٌ، ومَركَبٌ، ومَطعَمٌ ومَشرَبٌ.
إنَّ فِي السَّماءِ لَخَبَراً، وإنَّ فِي الأَرضِ لَعِبَرا! ما لي أرَى النَّاسَ يَذهَبونَ ولا يَرجِعونَ؟! أرَضوا بِالمَقامِ هُناكَ فَأَقاموا، أم تُرِكوا فَناموا؟ يُقسِمُ بِاللّهِ قُسُّ بنُ ساعِدَةَ قَسَما بَرّا لا إثمَ فيهِ، ما للّهِِ عَلَى الأَرضِ دينٌ أحَبُّ إلَيهِ مِن دينٍ قَد أضَلَّكُم زَمانُهُ، وأدرَكَكُم أوانُهُ، طوبى لِمَن أدرَكَ صاحِبَهُ فَتابَعَهُ، ووَيلٌ لِمَن أدرَكَهُ فَفارَقَهُ. ثُمَّ أنشَأَ يَقولُ:
فِي الذّاهِبينَ الأَوَّلينَ
مِنَ القُرونِ لَنا بَصائِر
لَمّا رَأَيتُ مَوارِداً
لِلمَوتِ لَيسَ لَها مَصادِر
ورَأَيتُ قَومي نَحوَها
تَمضِي الأَصاغِرُ وَالأَكابِر
لا يَرجِعُ الماضي إلَيكَ
ولا مِنَ الماضينَ غابِر
أيقَنتُ أنّي لا مَحالَةَ
حَيثُ صارَ القَومُ صائِر
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يَرحَمُ اللّهُ قُسَّ بنَ ساعِدَةَ، إنّي لَأَرجو أن يَأتِيَ يَومَ القِيامَةِ اُمَّةً وَحدَهُ. ۴
الأمالى، مفيدـ به نقل از ابن عبّاس ـ: زمانى كه هيئت نمايندگى بنى اياد به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند، به آنان فرمود: «از قُسّ بن ساعده، چه خبر؟».
گفتند: او از دنيا رفته است، اى پيامبر خدا!
پيامبر خدا فرمود: «خدا رحمت كند قسّ بن ساعده را! گويا هم اينك، او را مى بينم كه در بازار عُكاظ بر شترى خاكسترى سوار است و سخنى شيرين بر زبان مى راند كه اكنون، آن را از حفظ ندارم».
مردى از ميان جمع گفت: من از حفظ دارم، اى پيامبر خدا! در بازار عُكاظ از او شنيدم كه مى گفت: اى مردم! بشنويد و فرا گيريد و حفظ كنيد: هر كه زيست، مُرد و هر كه مُرد، رفت و هر آنچه آمدنى است، مى آيد. شبى تار، و آسمانى داراى برج ها، و درياهايى موّاج، و اخترانى تابناك، و بارانى و گياهى، و پدرانى و مادرانى، و رونده اى و آينده اى، و روشنايى اى و تاريكى اى، و نيكى اى و گناهانى، و جامه اى و زيورى، و مَركوبى و خوردنى اى و نوشيدنى اى! [اين همه، حاكى از آن است كه] در آسمان، خبرى است و در زمين، مايه هاى عبرت! چرا مردمان را مى بينم كه مى روند و باز نمى گردند؟ آيا به ماندن در آن جا دل، خوش كرده اند و از اين رو مانده اند، يا رها شده اند و خفته اند؟ قسّ بن ساعده، به خدا سوگندى پاك و بى آلايش مى خورَد كه بر روى زمين، نزد خداوند، دينى محبوب تر از دينى نيست كه زمان آن، فرا رسيده و دورانش به شما نزديك شده است. خوشا به حال آن كه صاحب آن دين را درك كند و پيروى اش نمايد و بدا به حال آن كه او را درك كند و از وى جدايى گزيند!
سپس اين ابيات را خواند:
در آنان كه رفتند از نسل هاى نخستين،
براى ما عبرت ها و بينش هاست.
چون ديدم براى مرگ، آبشخورهايى است
كه هر كه به آنها در آمد، باز نيامد
و چون ديدم قوم خود را سوى آنها
كه همى روند از خُرد و كَلان
[و] آن كه رفت، سوى تو باز نيامد
و از گذشتگان، كسى نمانْد
يقين كردم كه ناگزير، من نيز
آن جا روم كه قوم رفتند.
سپس پيامبر خدا فرمود: «خدا رحمت كند قُسّ بن ساعده را! من اميدوارم كه او در روز رستاخيز، به تنهايى به صورت يك امّت وارد شود».