حدیث دربارهپيشگويى پيامبر درباره ستم رفتن به اهل بيت

الإمام عليّ عليه السلام:زارَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَعَمِلنا لَهُ حَريرَةً، وأهدَت لَنا اُمُّ أيمَنَ قَعبًا مِن لَبَنٍ وزُبدًا وصَحفَةً مِن تَمرٍ، فَأَكَلَ النَّبِيُّ وأكَلنا مَعَهُ، ثُمَّ وَضَّأتُ رَسولَ اللّهِ، فَقامَ وَاستَقبَلَ القِبلَةَ فَدَعَا اللّهَ ما شاءَ. ثُمَّ أكَبَّ عَلَى الأَرضِ بِدُموعٍ غَزيرَةٍ مِثلِ المَطَرِ، فَهِبنا رَسولَ اللّهِ أن نَسأَلَهُ، فَوَثَبَ الحُسَينُ فَقالَ: يا أبَتي، رَأَيتُكَ تَصنَعُ ما لَم أرَكَ تَصنَعُ مِثلَهُ! فَقالَ: يا بُنَيَّ، إنّي سُرِرتُ بِكُمُ اليَومَ سُرورًا لَم اُسَرَّ بِكُم مِثلَهُ، وإنَّ حَبيبي جَبرَئيلَ عليه السلام أتاني فَأَخبَرَني أنَّكُم قَتلى، وأنَّ مَصارِعَكُم شَتّى، فَدَعَوتُ اللّهَ لَكُم وأحزَنَني ذلِكَ. فَقالَ الحُسَينُ: يا رَسولَ اللّهِ، فَمَن يَزورُنا عَلى تَشَتُّتِنا، ويَتَعاهَدُ قُبورَنا؟ قالَ: طائِفَةٌ مِن اُمَّتي يُريدونَ بِرّي وصِلَتي، فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ شَهِدتُها بِالمَوقِفِ، وأخَذتُ بِأَعضادِها فَأَنجَيتُها وَاللّهِ مِن أهوالِهِ وشَدائِدِهِ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله به ديدن ما آمد. براى ايشان، حريره اى تهيّه كرديم و امّ اَيمَن، قدحى شير و كره و طبقى خرما آورد. پيامبر صلى الله عليه و آله شروع به خوردن كرد و ما نيز با ايشان خورديم. سپس پيامبر خدا را وضو دادم و ايشان برخاست و رو به قبله ايستاد و مدّتى دعا كرد. سپس، چشمانش را به زمين دوخت و مانند باران، اشك ريخت. ما جرئت نكرديم علّت را از پيامبر خدا جويا شويم. حسين عليه السلام از جا پريد و گفت: پدرجان! عملى از شما ديدم كه قبلاً نديده بودم چنان كارى انجام دهى. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «فرزند عزيزم! من امروز از ملاقات شما چنان شاد و خوش حال شدم كه سابقه نداشت. دوستم جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و به من خبر داد كه شما كشته خواهيد شد و هر كدامتان در جايى دفن خواهيد شد. از اين رو من براى شما دعا كردم و اين خبر، باعث غم و اندوه من شد». حسين عليه السلام گفت: اى پيامبر خدا! با اين پراكندگى، چه كسى به زيارت ما خواهد آمد و چه كسى از قبرهاى ما مواظبت خواهد نمود؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «گروهى از امّتم كه خواهان نيكى و ارتباط با من هستند. پس چون روز قيامت شود، من اين عدّه را در مَوقِف (ايستگاه حسابرسى) مى بينم و بازوانشان را مى گيرم و به خدا سوگند، آنان را از هول و هراس ها و سختى هاى موقف، نجات مى دهم».
۱.مقتل الحسين للخوارزمي: ج2 ص166؛ بشارة المصطفى: ص195 نحوه وكلاهما عن محمّد بن الحسين عن جدّه الإمام زين العابدين عن الإمام الحسين بن عليّ عليهم السلام.

احادیث دیگر این موضوع

۸