حدیث دربارهپيشگويى پيامبر درباره ستم رفتن به اهل بيت
كفاية الأثر عن جُنادَة بن أبي اُمَيَّةَ:دَخَلتُ عَلَى الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ عليهماالسلام في مَرَضِهِ الَّذي تُوُفِّيَ فيهِ، وبَينَ يَدَيهِ طَشتٌ يَقذِفُ فيهِ الدَّمَ مِنَ السَّمِّ الَّذي أسقاهُ مُعاوِيَةُ، فَقُلتُ: يا مَولايَ، ما لَكَ لا تُعالِجُ نَفسَكَ؟ فَقالَ: يا عَبدَ اللّهِ، بِماذا اُعالِجُ المَوتَ؟!
قُلتُ: إنّا للّهِِ وإنّا إلَيهِ راجِعونَ. ثُمَّ التَفَتَ إلَيَّ وقالَ: وَاللّهِ، إنَّهُ لَعَهدٌ عَهِدَهُ إلَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أنَّ هذَا الأَمرَ يَملِكُهُ اثنا عَشَرَ إمامًا مِن وُلدِ عَلِيٍّ وفاطِمَةَ عليهماالسلام، ما مِنّا إلّا مَسمومٌ أو مَقتولٌ، ثُمَّ رَفَعتُ الطَّشتَ وَاتَّكَأَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ. ۱
كفاية الأثرـ به نقل از جُنادة بن ابى اميّه ـ: هنگامى كه حسن بن على عليهماالسلام در بستر بيمارى اى كه به درگذشت او انجاميد، افتاده بود، بر ايشان وارد شدم. ديدم در برابرش تشتى است و ايشان بر اثر زهرى كه معاويه به او خورانده بود، در آن تشت، خون استفراغ مى كرد. گفتم: مولاى من! چرا خودت را معالجه نمى كنى؟
فرمود: «اى عبد اللّه! مرگ را با چه علاج كنم؟!».
گفتم: إنّا للّه و إنّا إليه راجعون!
رو به من كرد و فرمود: «به خدا سوگند، پيامبر خدا به ما سفارش فرمود كه اين امر (پيشوايى امّت) را دوازده امام از نسل على و فاطمه عليهماالسلام به عهده خواهند گرفت و هيچ يك از ما نيست، مگر اين كه به او زهر خورانده مى شود و يا به قتل مى رسد».
در اين هنگام، من تشت را برداشتم و ايشان ـ كه درودهاى خدوند بر او باد ـ تكيه داد.
۱.كفاية الأثر: ص 226.