حدیث دربارهتمسّك

عنه صلى الله عليه و آله:مَن أحَبَّ أن يَركَبَ سَفينَةَ النَّجاةِ ويَستَمسِكَ بِالعُروَةِ الوُثقى ويَعتَصِمَ بِحَبلِ اللّهِ المَتينِ فَليُوالِ عَلِيًّا بَعدي، وَليُعادِ عَدُوَّهُ، وَليَأتَمَّ بِالأَئِمَّةِ الهُداةِ مِن وُلدِهِ، فَإِنَّهُم خُلَفائي وأوصِيائي وحُجَجُ اللّهِ عَلَى الخَلقِ بَعدي وسادَةُ اُمَّتي وقادَةُ الأَتقِياءِ إلَى الجَنَّةِ، حِزبُهُم حِزبي وحِزبي حِزبُ اللّهِ، وحِزبُ أعدائِهِم حِزبُ الشَّيطانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دوست دارد بر كشتى نجات بنشيند و به دستاويزى محكم چنگ آويزد و ريسمان استوار خدا را بگيرد، بايد پس از من، على را دوست بدارد و با دشمن او دشمنى كند و امامانِ هدايتگر از نسل او را به پيشوايى بپذيرد؛ چرا كه آنان پس از من، جانشينان و اوصياى من و حجّت خدا بر خلق اند و سَروران امّت هستند و پرهيزگاران را به سوى بهشت مى برند. حزب آنان، حزب من است و حزب من، حزب خداست و حزب دشمنان آنان، حزب شيطان است.
۱.الأمالي للصدوق: ص26 ح 5 عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 38 ص 92 ح 5؛ ينابيع المودّة: ج 2 ص 316 ح 912 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الأمالى، طوسىـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: روزى پيامبر خدا نماز صبح را به جماعت با ما خواند و سپس به طرف ما برگشت و برايمان سخن گفت و فرمود: «اى مردم! هر كه خورشيد را از دست داد، به دامن ماه چنگ زَنَد و هر كه ماه را از دست داد، به فَرقَدان (دو ستاره درخشان كه به آنها «دو برادران» نيز مى گويند) تمسّك جويد. من و ابو ايّوب انصارى و اَ نَس بن مالك برخاستيم و گفتيم: اى پيامبر خدا! چه كسى خورشيد است؟ فرمود: «من». در اين هنگام، پيامبر خدا، براى ما مَثَلى زد و فرمود: «خداى متعال، ما را آفريد و چونان ستارگان آسمان قرارمان داد كه هر گاه ستاره اى غروب كند، ستاره اى ديگر، طلوع مى كند. پس من خورشيد هستم و هر گاه بُرده شدم، به ماه چنگ زنيد». گفتيم: چه كسى ماه است؟ فرمود: «برادر و وصى و وزيرم و ادا كننده دَينم و پدر فرزندانم و جانشين من در ميان خانواده ام، على بن ابى طالب». گفتيم: فرقَدان كيستند؟ فرمود: «حسن و حسين». سپس لَختى درنگ كرد و آن گاه فرمود: «فاطمه هم [ستاره] زهره است و عترت من، اهل بيتم، با قرآن اند و قرآن با آنان است. از هم جدا نمى شوند تا اين كه در كنار حوض [كوثر] بر من در آيند».