حدیث دربارهواپسين لحظات زندگى پيامبر
دعائم الإسلام عن أبي ذرّـ أنَّهُ شَهِدَ المَوسِمَ بَعدَ وَفَاةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَلَمَّا احتَفَلَ النّاسُ فِي الطَّوافِ، وَقَفَ بِبابِ الكَعبَةِ وأخَذَ بِحلَقَةِ البابِ وقالَ ـ: يا أيُّهَا النّاسُ ـ ثَلاثاً ـ واجتَمَعوا ووَقَفوا وأنصَتوا.
فَقالَ: مَن عَرَفَني فَقَد عَرَفَني ومَن لَم يَعرِفني فَأَنا أبو ذَرٍّ الغِفارِيّ، اُحَدِّثُكُم بِما سَمِعتُهُ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، سَمِعتُهُ يَقولُ حينَ احتُضِرَ: إنّي تارِكٌ فيكُمُ الثِّقلَينِ، كِتابَ اللّهِ، وعِترَتي أهلَ بَيتي، فَإِنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ كَهاتَينِ، وجَمَعَ بينَ إصبَعَيهِ المُسَبِّحَتَينِ مِن يَدَيهِ، وقَرَنَهُما وساوى بَينَهُما، وقالَ: ولا أقولُ كَهاتَينِ، وقَرَنَ بينَ إصبَعَيهِ الوُسطى والمُسَبِّحَةِ مِن يَدِهِ اليُمنى، لاِنَّ إحداهُما تَسبِقُ الاُخرى، ألا وإنَّ مَثَلَهُما فيكُم مَثَلُ سَفينَةِ نوحٍ، مَن رَكِبَها نَجا، ومَن تَرَكَها غَرِقَ. ۱
دعائم الإسلام:از ابو ذر برايمان روايت شده است كه وى پس از درگذشت پيامبر خدا در مراسم حج حاضر شد و چون مردم در طواف گِرد آمدند، او بر در كعبه ايستاد و حلقه در را گرفت و سه بار صدا زد: اى مردم!
مردم، گِرد آمدند و به گوش دادن ايستادند. ابو ذر گفت: آن كه مرا مى شناسد، مى شناسد، و آن كه مرا نمى شناسد، بداند كه من، ابو ذر غِفارى هستم. حديثى را كه از پيامبر خدا شنيده ام، برايتان باز مى گويم. شنيدم كه ايشان، در هنگام احتضارش مى فرمايد: «من، دو چيز گران سنگ در ميان شما بر جاى مى نهم: كتاب خدا، و عترتم [يعنى] اهل بيتم. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند، مانند اين دو (دو انگشت نشانه دو دستش را كنار هم گذاشت و برابر قرارشان داد)» و فرمود: «و نمى گويم مانند اين دو (و انگشت ميانه و نشانه دست راستش را كنار هم قرار داد)؛ زيرا يكى از آنها جلوتر از ديگرى است. بدانيد كه حكايت اين دو در ميان شما، حكايت كشتى نوح است كه هر كس در آن نشست، نجات يافت و آن كه ننشست، غرق شد».
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 27.