آشتى و جنگ با آنها، آشتى و جنگ با پيامبر است
6 حدیث
سنن الترمذي عن زيد بن أرقم:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ لِعَلِيٍّ وفاطِمَةَ والحَسَنِ والحُسَينِ عليهم السلام: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبتُم، وسِلمٌ لِمَن سالَمتُم. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا به على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام فرمود: «من با هر كه با شما سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم و با هر كه آشتى شما را در پيش گيرد، آشتى در پيش مى گيرم».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 699 ح 3870؛ المناقب للكوفي: ج 2 ص 156 ح 634 و ص 178 ح 655، بحارالأنوار: ج 29 ص 341 ح 9.
تاريخ دمشق عن زَيد بن أرقَمَ:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَنا في مَرَضِهِ الَّذي قُبِضَ فيهِ عَلى عَلِيٍّ وفاطِمَةَ وحَسَنٍ وحُسَينٍ، فَقالَ: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبَكُم، وسِلمٌ لِمَن سالَمَكُم. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا در بيمارى اى كه خداوندْ در آن، جان او را گرفت، به على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام مهر ورزيد و فرمود: «من با هر كه با شما سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم و با هر كه آشتى شما را در پيش گيرد، آشتى در پيش مى گيرم».
۱.تاريخ دمشق: ج 14 ص 157 ح 3481 وراجع: الأمالي للطوسي: ص 336 ح 680.
مسند ابن حنبل عن أبي هُرَيرَةَ:نَظَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إلى عَلِيٍّ وحَسَنٍ وحُسَينٍ وفاطِمَةَ عليهم السلام فَقالَ: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبَكُم، وسِلمٌ لِمَن سالَمَكُم. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به على، حسن، حسين و فاطمه عليهم السلام نگريست و فرمود: «من با هر كه با شما سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم و با هر كه آشتى شما را در پيش گيرد، آشتى در پيش مى گيرم».
۱.مسند ابن حنبل: ج 3 ص 446 ح 9704؛ روضة الواعظين: ص175، بحارالأنوار: ج 37 ص 79 ح 48.
شرح نهج البلاغة عن زَيد بن أرقَمَ:كُنّـا مَـعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُـوَ فِي الحُجرَةِ يوحى إلَيهِ ونَحنُ نَنتَظِرُهُ حَتَّى اشتَدَّ الحَرُّ، فَجاءَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ ومَعَهُ فاطِمَةُ وحَسَنٌ وحُسَينٌ عليهم السلام؛ فَقَعَدوا في ظِلِّ حائِطٍ يَنتَظِرونَهُ، فَلَمّا خَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَآهُم فَأَتاهُم، ووَقَفنا نَحنُ مَكانَنا، ثُمَّ جاءَ إلَينا وهُوَ يُظِلُّهُم بِثَوبِهِ، مُمسِكًا بِطَرَفِ الثَّوبِ، وعَلِيٌّ مُمسِكٌ بِطَرَفِهِ الآخَرِ وهُوَ يَقولُ: اللّهُمَّ إنّي اُحِبَّهُم، فَأَحِبَّهُم، اللّهُمَّ إنّي سِلمٌ لِمَن سالَمَهُم، وحَربٌ لِمَن حارَبَهُم، فَقالَ ذلِكَ ثَلاثَ مَرّاتٍ. ۱
شرح نهج البلاغةـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: در خدمت پيامبر خدا بوديم. به ايشان در اتاقِ خود، وحى مى شد و ما منتظر او بوديم، تا گرما شدّت گرفت. پس على بن ابى طالب به همراه فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام آمدند و در سايه ديوارى نشستند و منتظر پيامبر صلى الله عليه و آله شدند. چون پيامبر خدا بيرون آمد، آنها را ديد و به سوى آنها رفت و ما در جاى خود، ايستاده بوديم. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى ما آمد، در حالى كه با جامه اش بر سرِ آنها سايه انداخته بود. يك سرِ جامه را پيامبر و سرِ ديگر آن را على عليه السلام گرفته بود و پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمود: «بار خدايا! من آنها را دوست دارم. پس آنها را دوست بدار. بار خدايا! من با هر كه با آنها آشتى در پيش گيرد، آشتى در پيش مى گيرم و با هر كه با
۱.شرح نهج البلاغة: ج3 ص207.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى گروه مسلمانان! من با هر كه با اهل خيمه (يعنى على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام كه در خيمه بودند) آشتى در پيش گيرد، آشتى در پيش مى گيرم و با هر كه با ايشان سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم و دوستدار كسى هستم كه دوستدار آنهاست. آنها را دوست ندارد، مگر انسان نيك بخت حلال زاده، و آنها را دشمن نمى دارد، مگر نگون بختِ ناپاك زاده.
الإمام زين العابدين عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ جالِسًا وعِندَهُ عَلِيٌّ وفاطِمَةُ والحَسَنُ والحُسَينُ عليهم السلام، فَقالَ: والَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ بَشيرًا، ما عَلى وَجهِ الأَرضِ خَلقٌ أحَبَّ إلَى اللّهِ عز و جل ولا أكرَمَ عَلَيهِ مِنّا، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى شَقَّ لِيَ اسمًا مِن أسمائِهِ فَهُوَ مَحمودٌ وأنَا مُحَمَّدٌ، وشَقَّ لَكَ يا عَلِيُّ اسمًا مِن أسمائِهِ فَهُوَ العَلِيُّ الأَعلى وأنتَ عَلِيٌّ، وشَقَّ لَكَ يا حَسَنُ اسمًا مِن أسمائِهِ فَهُوَ المُحسِنُ وأنتَ حَسَنٌ، وشَقَّ لَكَ يا حُسَينُ اسمًا مِن أسمائِهِ فَهُوَ ذُو الإِحسانِ وأنتَ حُسَينٌ، وشَقَّ لَكِ يا فاطِمَةُ اسمًا مِن أسمائِهِ فَهُوَ الفاطِرُ وأنتِ فاطِمَةُ.
ثُمَّ قالَ صلى الله
امام زين العابدين عليه السلام:روزى پيامبر خدا نشسته بود و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام نزد او بودند. فرمود: «سوگند به كسى كه مرا به حق مژده رسان برانگيخت، بر روى زمين، هيچ كس نزد خداوند عز و جل محبوب تر و گرامى تر از ما نيست. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ نام مرا از يكى از نام هاى خود، مشتق ساخت. او محمود است و من، محمّدم. اى على! خداوند، نام تو را از نام هاى خود، مشتق ساخته است. اوست علىّ اعلى و تو على هستى. و تو، اى حسن خداوند، نامت را از نام هاى خود، بر گرفته كه او محسن است و تو حسن هستى. و تو، اى حسين! خداوند، نام تو را نيز از نام هاى خود گرفته كه او «ذو الإحسان» است و تو حسين هستى. و تو، اى فاطمه! خداوند، نام تو را نيز از نام هاى خود برگرفته كه او «فاطر» است و تو فاطمه اى».
سپس
۱.معاني الأخبار: ص 55 ح3 عن عبد اللّه بن الفضل الهاشميّ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحارالأنوار: ج 37 ص 47 ح 23.