دوستى

6 حدیث
دعائم الإسلام عن الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ الأَنصارَ جاؤوا إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، إنّا كُنّا ضُلّالاً فَهَدانَا اللّهُ بِكَ، وعَيلَةً فَأَغنانَا اللّهُ بِكَ، فَاسأَلنا مِن أموالِنا ما شِئتَ فَهُوَ لَكَ، فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل: «قُل لا أسأَلُكُم عَلَيهِ أجرًا إلَا المَوَدَّةَ فِي القُربى» . ثُمَّ رَفَعَ أبو عَبدِ اللّهِ يَدَهُ إلَى السَّماءِ وبَكى حَتَّى اخضَلَّت لِحيَتُهُ وقالَ: الحَمدُ للّهِِ الَّذي فَضَّلَنا. ۱
دعائم الإسلام:امام صادق عليه السلام فرمود: «انصار نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا! ما مردمى گم راه بوديم و خداوند به واسطه تو، ما را راهنمايى كرد، و تنگ دست بوديم و خدا به بركت وجود تو، توانگرمان ساخت. بنا بر اين، از دارايى هاى ما هر چه مى خواهى، از ما بخواه تا به تو بدهيم. پس خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد: «بگو: من به ازاى آن (رسالت)، از شما مزدى نمى خواهم، جز دوستى درباره خويشاوندان» ». در اين هنگام، امام صادق عليه السلام دستش را به طرف آسمان بالا برد و چندان گريست كه محاسنش تر شد و فرمود: «ستايش، خداى را كه به ما برترى بخشيد».
۱.دعائم الإسلام: ج1 ص67.
صحيح البخاري عن ابن عَبّاسٍـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «إلَا المَوَدَّةَ فِي القُربى» ـ: قَالَ سَعيدُ بنُ جُبَيرٍ: قُربى آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابن عبّاس، درباره آيه شريف: «جز دوستى درباره خويشاوندان» ـ: سعيد بن جبير گفت: [مقصود از] خويشاوندان، خاندان محمّد صلى الله عليه و آله هستند.
۱.صحيح البخاري: ج 4 ص 1819 ح 4541 و ج 3 ص 1289 ح 3306 وفيه «قربى محمّد» وراجع: إحقاق الحقّ: ج3 ص3.
فضائل الصحابة لابن حنبل عن ابن عَبّاسٍ:لَمّا نَزَلَت: «قُل لا أسأَلُكُم عَلَيهِ أجرًا إلَا المَوَدَّةَ فِي القُربى» قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، مَن قَرابَتُكَ هؤُلاءِ الَّذينَ وَجَبَت عَلَينا مَوَدَّتُهُم؟ قالَ: عَلِيٌّ وفاطِمَةُ وَابناها عليهم السلام. ۱
فضائل الصحابة، ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: چون آيه: «بگو: من براى اين (رسالت) از شما مزدى نمى خواهم، جز دوستى درباره خويشاوندان» نازل شد، گفتند: اى پيامبر خدا! اين خويشاوندان تو كه دوستى آنان بر ما واجب گشته است، چه كسانى هستند؟ فرمود: «على و فاطمه و دو پسر او».
۱.فضائل الصحابة لابن حنبل: ج 2 ص 669 ح 1141؛ تفسير فرات: ص 389 ح 516 ـ 520، بحارالأنوار: ج 23 ص 252 ح 29.
الدرّ المنثور عن ابن عَبّاسٍ:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «لا أسأَلُكُم عَلَيهِ أجرًا إلَا المَوَدَّةَ فِي القُربى» أن تَحفَظوني في أهلِ بَيتي وتَوَدّوهُم بي. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا فرمود: « «من به ازاى اين (رسالت) از شما مزدى نمى خواهم، جز دوستى درباره خويشاوندان» به اين است كه حافظ من در ميان اهل بيتم باشيد و آنها را به خاطر من، دوست بداريد».
۱.الدرّ المنثور: ج7 ص348 نقلاً عن أبي نعيم والديلميّ وراجع: مجمع البيان: ج9 ص43.
حلية الأولياء عن جابِر:جاءَ أعرابيٌّ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، اِعرِض عَلَيَّ الإِسلامَ، فَقالَ: تَشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ وأنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ ورَسولُهُ. قالَ: تَسأَلُني عَلَيهِ أجرًا؟ قالَ: لا، إلَا المَوَدَّةَ فِي القُربى. قالَ: قُربايَ أو قُرباكَ؟ قالَ: قُربايَ، قالَ: هاتِ اُبايِعكَ، فَعَلى مَن لا يُحِبُّكَ ولا يُحِبُّ قُرباكَ لَعنَةُ اللّهِ، قالَ صلى الله عليه و آله: آمينَ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از جابر ـ: باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى محمّد! اسلام را به من بشناسان. پيامبر خدا فرمود: «گواهى مى دهى كه معبودى جز خداى يگانه و بى انباز نيست و محمّد، بنده و فرستاده اوست». باديه نشين گفت: براى اين كار، مزدى هم از من مى خواهى؟ فرمود: «نه، بجز دوستى با خويشاوندان». گفت: خويشاوندان خودم، يا خويشاوندان تو؟ فرمود: «خويشاوندان من». باديه نشين گفت: بيا تا با تو بيعت كنم. لعنت خدا بر كسى كه تو و خويشاوندانت را دوست نداشته باشد! پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «آمين».
۱.حلية الأولياء: ج3 ص201.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لابنِ عبّاسٍ وقَد أرسَلَهُ إلى حاجَةٍ ـ: فَإِن أرَدتَ حاجَتَكَ فَأَحِبَّ عَلِيًّا وذُرِّيَّتَهُ، فَإِنَّ حُبَّهُم فرَضٌ مِنَ اللّهِ عز و جل لِلعِبادِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابن عبّاس، در حالى كه او را پىِ حاجتى مى فرستاد ـ: اگر مى خواهى به حاجتت دست يابى، على و نسل او را دوست بدار؛ چرا كه خداوند عز و جل دوست داشتن آنان را بر بندگان، واجب فرموده است.
۱.ينابيع المودّة: ج 2 ص 292 ح 842 عن ابن عبّاس.