موجبات رفتن به بهشت
12 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَنِ اشْتاقَ إلى الجَنَّةِ سارَعَ إلى الخَيْراتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه مشتاق بهشت است، به كارهاى خوب بشتابد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 341 ح 2660 عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 77 ص 94 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:أكْثَرُ ما تَلِجُ بهِ اُمَّتي الجَنّةَ: تَقْوى اللّهِ وحُسْنُ الخُلقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امّت من، بيشتر به سبب دو چيز وارد بهشت مى شوند: خدا پروايى و خوش خويى.
۱.الكافي: ج 2 ص 100 ح 6 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 71 ص 375 ح 6.
عنه صلى الله عليه و آلهـ وقد سُئلَ عن عَملٍ لا يُحالُ بَيْنَهُ وبينَ الجَنّةِ ـ: لا تَغْضَبْ، ولا تَسألِ الناس شيئا، وارْضَ للنّاسِ ما تَرضى لِنَفْسِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال از عملى كه چيزى ميان آن و بهشت، مانع نمى شود ـ: خشمگين مشو، چيزى از مردم مخواه و براى مردم، همان را بپسند كه براى خودت مى پسندى.
۱.الأمالي للطوسي: ص 508 ح 1110 عن محمد بن فضيل الصيرفي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 73 ص 263 ح 8.
عنه صلى الله عليه و آله:ثلاثٌ مَن لَقِيَ اللّهَ عز و جل بهِنَّ دَخلَ الجَنّةَ مِن أيِّ بابٍ شاءَ: مَن حسنَ خُلقُهُ، وخَشِيَ اللّهَ في المَغيبِ والمَحْضَرِ، وتَرَكَ المِراءَ وإنْ كانَ مُحِقّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز است كه هر كس با آنها خداوند عز و جل را ديدار كند، از هر درى كه بخواهد، وارد بهشت مى شود: كسى كه خوش خو باشد، و در آشكار و نهان از خدا بترسد، و جدالگرى (بگومگو كردن) را رها كند؛ اگر چه حق با او باشد.
۱.الكافي: ج 2 ص 300 ح 2 عن مسعدة بن صدقه عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 73 ص 399 ح 5.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِيزيدَ بنِ أسيدٍ ـ: يايزيدُ ابن أسيدٍ أتُحِبُّ الجَنّةَ؟ فأحِبَّ لأخيكَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به يزيد بن اسيد ـ: اى يزيد بن اسيد! آيا بهشت را دوست دارى؟ پس آنچه براى خودت دوست دارى، براى برادرت نيز دوست بدار.
۱.كنز العمّال: ج 15 ص 793 ح 43147 و 43145 نحوه وكلاهما عن يزيد بن اسيد.
عنه صلى الله عليه و آلهـ وقد سألَهُ رجُلٌ: ما عملٌ إنْ عَمِلتُ بهِ دَخَلتُ الجَنّةَ؟ ـ: اشْتَرِ سِقاءً جديدا ثُمَّ اسْقِ فيه حتّى تَخْرِقَه، فإنّكَ لا تَخْرِقُه حتّى تَبلُغَ به عَملَ الجَنّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به مردى كه پرسيد: چه كنم تا به بهشت روم؟ ـ: مَشكى نو بخر و با آن، آن قدر مردم را آب بده تا آن را فرسوده و پاره كنى. پس زمانى كه مشك پاره شد، به عمل بهشت، دست يافته اى.
۱.الأمالي للطوسي: ص 310 ح 627 عن ابن عباس، بحار الأنوار: ج 96 ص 173 ح 12.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن خُتِمَ لَهُ بجِهادٍ في سَبيلِ اللّهِ ولوقَدْرَ فَواقِ ناقَةٍ دَخلَ الجَنّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس كه حتّى به اندازه فاصله زمانىِ ميان دو دوشيدن شتر، جهاد در راه خدا نصيبش شود، وارد بهشت مى گردد.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 219 عن أبي ذر، بحار الأنوار: ج 82 ص 167 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آله:لَن يَدخُلَ الجَنّةَ إلّا نَفْسٌ مُسلمَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگز وارد بهشت نمى شود، مگر نفْسِ تسليم شده.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 79 ح 319 عن سلمان الفارسي وح 317 نحوه.
الأمالي للطوسي عن أبي ذرّ:دَخَلتُ ذاتَ يومٍ في صَدرِ نَهارِهِ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في مَسجِدِهِ. فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، بِأبي أنتَ واُمّي أوصِني بِوَصِيِّةٍ يَنفَعُنِي اللّهُ بِها! فَقالَ:. يا أبا ذرٍّ، أتُحِبُّ أنْ تَدخُلَ الجَنّةَ؟ قُلتُ: نَعَم فِداكَ أبي. قالَ: فَأَقصِرْ مِن الأمَلِ، واجْعَلِ المَوتَ نُصبَ عَيْنِكَ، واسْتَحِ مِن اللّهِ حقَّ الحَياءِ. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابو ذر ـ: نيم روزى در مسجد پيامبر خدا بر ايشان وارد شدم. پس گفتم: اى پيامبر خدا، پدر و مادرم به فدايت باد! به من سفارشى فرما كه خداوند به واسطه آن، به من سود دهد.
فرمود:. اى ابو ذر آيا دوست دارى به بهشت روى؟».
گفتم: آرى، پدرم فدايت باد!
فرمود: «پس آرزو را كوتاه كن و مرگ را پيشِ چشم خود بدار و از خداوند ـ چنان كه شايد و بايد ـ شرم كن».
۱.الأمالي للطوسي: ص 525 ـ 534 ح 1162، بحار الأنوار: ج 80 ص 183 ح 33.
تنبيه الخواطر:قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله: أكُلُّكُم يُحِبُّ أنْ يَدخُلَ الجَنّةَ؟ قالوا: نَعَم يا رسولَ اللّهِ، قالَ: قَصِّروا مِن الأملِ، وثَبِّتوا آجالَكُم بينَ أبْصارِكُم، واسْتَحْيوا مِن اللّهِ حقَّ الحَياءِ. ۱
تنبيه الخواطر:پيامبر خدا [به يارانش]فرمود: «آيا همه شما دوست داريد به بهشت برويد؟».
گفتند: آرى، اى پيامبر خدا!
فرمود: «[پس] آرزو را كوتاه كنيد، مرگ را در مقابل ديدگان خود قرار دهيد و از خدا چنان كه بايد، شرم بداريد».
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 272.
الزهد للحسين بن سعيد عن بعض أصحابنا رفعه الى رسول اللّه صلى الله عليه و آله:جاءَ أعْرابيٌّ إلى النبيِّ صلى الله عليه و آله فأخذَ بِغَرْزِ راحِلَتِهِ وهُو يُريدُ بَعضَ غَزَواتِهِ، فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، عَلِّمْني عَملاً أدخُلُ بهِ الجَنّةَ.
فقالَ: ما أحْبَبْتَ أنْ يأتِيَهُ النّاسُ إلَيكَ فَائْتِهِ إلَيهِم، وما كَرِهْتَ أنْ يأتِيَهُ إلَيكَ فلا تَأتِهِ إلَيهِم؛ خَلِّ سَبيلَ الرّاحِلَةِ. ۱
الزهد، حسين بن سعيدـ به نقل از برخى از اصحاب ـ: پيامبر خدا، سوار بر شتر خود بود و قصد رفتن به يكى از جنگ ها را داشت. باديه نشينى آمد و ركاب شتر ايشان را گرفت و گفت: اى پيامبر خدا! به من كارى بياموز كه با انجام دادن آن، به بهشت بروم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كارى كه دوست دارى مردم در حقّت بكنند، تو با آنها همان كن و هر كارى كه دوست ندارى نسبت به تو انجام دهند، تو نيز با آنان چنان مكن. حالا بگذار شتر به راه افتد».
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 81 ح 46، بحار الأنوار: ج 77 ص 133 ح 45.
مجمع البيان عن البراء بن عازب:جاءَ أعرابِيٌ إلى النبيِ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رسولَ اللّهِ عَلِّمني عَمَلاً يُدخِلُني الجنَّةَ.
قالَ: إنْ كُنتَ أقْصَرْتَ الخُطْبَةَ لقد عَرَضْتَ المَسألَةَ، أعتِقِ النَّسمةَ وفُكَّ الرَّقَبَةَ. فقالَ: أوَلَيْسا واحِدا؟
قالَ: لا، عِتْقُ النَّسَمَةِ أنْ تَنْفَرِدَ بعِتْقِها، وفَكُّ الرَّقَبةِ أنْ تُعينَ في ثَمَنِها ـ والفَيْءُ على ذِي الرَّحِمِ الظّالِمِ، فإنْ لَم يَكُنْ ذلكَ فأطْعِمِ الجائِعَ، واسْقِ الظَّمْآنَ، وأْمُرْ بالمَعروفِ، وانْهَ عنِ المُنكَرِ، فإنْ لَم تُطِقْ ذلكَ فكُفَّ لِسانَكَ إلّا مِن الخَير. ۱
مجمع البيانـ به نقل از بَراء بن عازب ـ: باديه نشينى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! عملى به من بياموز تا با انجام دادن آن، به بهشت بروم.
پيامبر خدا فرمود: «سؤالى كوتاه، امّا مهم پرسيدى. بنده آزاد كن و برده رها نما».
باديه نشين پرسيد: مگر اين دو، يكى نيست؟
فرمود: «نه؛ آزاد كردن بنده، آن است كه خودت به تنهايى بنده اى را آزاد كنى؛ ولى رها ساختن برده، آن است كه در بهاى آزادىِ او يارى كنى. [ديگر اين كه] به خويشاوندِ ستمگرت مهربانى كن. اگر اين نشد، پس گرسنه اى را سير كن و تشنه اى را آب ده، و امر به معروف و نهى از منكر كن. اگر اين را هم نتوانستى، زبانت را جز از خوبى، فرو ببند».
۱.مجمع البيان: ج 10 ص 750.