آنچه دلالت مى كند بر اين كه قدريه همان مُفَوِّضه اند

8 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:القَدَرِيَّةُ الَّذينَ يَقولونَ: الخَيرُ وَالشَّرُّ بِأَيدينا؛ لَيسَ لَهُم في شَفاعَتي نَصيبٌ، ولا أنَا مِنهُم ولا هُم مِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قدريّه، ۲ كسانى هستند كه مى گويند: خير و شر، در اختيار ماست. آنان از شفاعت من بهره اى ندارند. نه من از آنان هستم و نه آنان از من اند.
۱.الفردوس: ج 3 ص 238 ح 4706 عن أنس بن مالك.
۲.علّامه طباطبايى مى گويد: ناميده شدن اينان به «قدريّه»، از اين حديثِ صحيح پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته شده كه: «همانا قَدَريّه، مَجوس اين امّت اند.». پس، مجبّره، مُفَوِّضه را به اين سببْ «قدريّه» خواندند كه آنان قَدَر را انكار مى كردند و بر ضدّ آن، سخن مى راندند و [از سوى ديگر،] مفوّضه، مجبره را به اين سببْ «قَدَريّه» خواندند كه آنان قَدَر را اثبات مى كردند. البتّه آنچه از احاديث امامانِ اهل بيت عليهم السلام به دست مى آيد، اين است كه ايشان هر دو فرقه (مجبّره و مفوّضه) را قدريّه ناميده اند و حديث پيامبر صلى الله عليه و آله را بر هر دو، تطبيق داده اند. مجبّره را قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان خير و شر و طاعت و معصيت را به غير انسان، نسبت مى دهند، چنان كه مَجوس، قائل اند كه فاعل همه خيرها و شرها، [كسى] جز انسان است، و سخن امام عليه السلام در اين حديث، بنا بر همين نظر [آنها]است. و مفوّضه را نيز قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان قائل به دو خالق در عالم اند: [يكى] انسان، نسبت به افعالش و [ديگرى] خداوندِ سبحان، نسبت به ديگر كارها، چنان كه مجوس به خداى خير و خداى شر معتقدند، و سخن امام عليه السلام در احاديث بعد كه: «نه جبر و نه قَدَر»، ناظر به همين باور است (الكافى: ج 1 ص 157، پانوشت).
عنه صلى الله عليه و آله:لِكُلِّ اُمَّةٍ مَجوسٌ، ومَجوسُ اُمَّتِي الَّذينَ يَقولونَ: لا قَدَرَ، إن مَرِضوا فَلا تَعودوهُم، وإن ماتوا فَلا تَشهَدوهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى هر امّتى، مجوسى هست و مجوس امّت من، كسانى هستند كه مى گويند: قَدَرى وجود ندارد. اينان، اگر بيمار شدند، عيادتشان نكنيد و اگر مُردند، بر [جنازه]آنان حاضر نشويد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 389 ح 5588 عن عبد اللّه بن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:ألا إنَّ لِكُلِّ اُمَّةٍ مَجوسا، ومَجوسُ هذِهِ الاُمَّةِ الَّذينَ يَقولونَ: لا قَدَرَ، ويَزعُمونَ أنَّ المَشيئَةَ وَالقُدرَةَ إلَيهِم ولَهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هان! براى هر امّتى، مجوسى هست و مجوس اين امّت، كسانى هستند كه مى گويند: «قَدَرى وجود ندارد» و گمان مى كنند كه مشيّت و قدرت به آنان واگذار شده و از آنِ آنهاست.
۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 199، بحار الأنوار: ج 5 ص 197 ح 14.
رجال الكشّي عن ابن عبّاس:إنَّ خَليلي رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله. أمَرَني أن أبرَأَ مِن خَمسَةٍ. مِنَ القَدَرِيَّةِ وهُمُ الَّذينَ ضاهُوا النَّصارى في دينِهِم فَقالوا: لا قَدَرَ. ۱
رجال الكشّىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: دوست من پيامبر خدا.، به من دستور داد كه از پنج گروه بيزارى جويم:. از قدريّه، و آنان، كسانى هستند كه در دينشان همانند نصارا شدند و گفتند: قَدَرى وجود ندارد.
۱.رجال الكشّي: ج 1 ص 276 الرقم 106، بحار الأنوار: ج 42 ص 152 ح 20.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّهُ سَيَكونُ في اُمَّتي أقوامٌ يُكَذِّبونَ بِالقَدَرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به زودى در ميان امّت من، اقوامى به وجود مى آيند كه قَدَر را تكذيب مى كنند.
۱.سنن أبي داوود: ج 4 ص 204 ح 4613 عن عبد اللّه بن عمر.
سبل الهدى والرشاد عن ابن عباس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِنفانِ مِن اُمَّتي لا سَهمَ لَهُم فِي الإِسلامِ: المُرجِئَةُ وَالقَدَرِيَّةُ. قيلَ: ومَا المُرجِئَةُ؟ قالَ صلى الله عليه و آله: الَّذين يَقولونَ: الإِيمانُ قَولٌ بِلا عَمَلٍ. قيلَ: فَمَا القَدَرِيَّةُ؟ قالَ صلى الله عليه و آله: الَّذينَ يَقولونَ: لَم يُقَدَّرِ الشَّرُّ. ۱
سبل الهدى و الرشادـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا فرمود: «دو گروه از امّت من هستند كه در اسلام، سهمى ندارند: مُرجئه و قدريّه». گفته شد: مرجئه كيان اند؟ فرمود: «آنان كه مى گويند: ايمان، گفتار بدون رفتار است». گفته شد: قدريّه كيان اند؟ فرمود: «آنان كه مى گويند: شر، مقدّر نشده است».
۱.سبل الهدى والرشاد: ج 10 ص 159 نقلاً عن البيهقي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ هذِهِ الآيَةَ نَزَلَت فِي القَدَرِيَّةِ: «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَـلٍ وَ سُعُرٍ * يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ * إِنَّا كُلَّ شَىْ ءٍ خَلَقْنَـهُ بِقَدَرٍ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اين آيه درباره قدريّه نازل شده است: «قطعاً بزهكاران در گم راهى و جنون اند. روزى كه در آتش به رو كشيده مى شوند، [، به آنان گفته مى شود:] «لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد]». ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده ايم» ».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 240؛ الفردوس: ج 4 ص 330 ح 6957 وفيه إلى قوله «في سعر» وكلاهما عن أبي اُمامة.
عنه صلى الله عليه و آله:لَعَنَ اللّهُ القَدَرِيَّةَ وقَد فَعَلَ، لَعَنَ اللّهُ القَدَرِيَّةَ وقَد فَعَلَ، لَعَنَ اللّهُ القَدَرِيَّةَ وقَد فَعَلَ. ما قالوا كَما قالَ اللّهُ، ولا قالوا كَما قالَتِ المَلائِكَةُ، ولا قالوا كَما قالَتِ الأَنبِياءُ ولا قالوا كَما قالَت أهلُ الجَنَّةِ، ولا قالوا كَما قالَت أهلُ النّارِ، ولا قالوا كَما قالَ الشَّيطانُ. قالَ اللّهُ: «وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَا أَن يَشَاءَ اللَّهُ» ۱ وقالَتِ المَلائِكَةُ: «لَا عِلْمَ لَنَا إِلَا مَا عَلَّمْتَنَا» ۲ وقالَتِ الأَنبِياءُ في قِصَّةِ نوحٍ: «وَ لَا يَنفَعُكُمْ نُصْحِى إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ» ۳ وقالَت أهلُ الجَنَّةِ: «وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلآَ أَنْ هَدَانَا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، قدريّه را لعنت كند و لعنت كرده است! خداوند، قدريّه را لعنت كند و لعنت كرده است! خداوند، قدريّه را لعنت كند و لعنت كرده است! آن گونه كه خدا فرمود، نگفتند و آن گونه كه فرشتگان گفتند، نگفتند و آن گونه كه پيامبران گفتند، نگفتند و آن گونه كه بهشتيان گفتند، نگفتند و آن گونه كه جهنّميان گفتند، نگفتند و آن گونه كه شيطان گفت، نگفتند. خداوند فرمود: «و تا خدا نخواهد، [شما]نخواهيد خواست» . و فرشتگان گفتند: «ما را جز آنچه [خود]به ما آموخته اى، هيچ دانشى نيست» . و پيامبران چنان كه در قصّه نوح آمده، گفتند: «و اگر بخواهم شما را اندرز دهم، در صورتى كه خدا بخواهد شما را بى راه بگذارد، اندرز من شما را سودى نمى بخشد» . و بهشتيان گفتند: «و اگر خدا ما را رهبرى نمى

۱.الإنسان: 30.
۲.البقرة: 32.
۳.هود: 34.
۴.الأعراف: 43.
۵.المؤمنون: 106.
۶.الحِجر: 39.
۷.الدرّ المنثور: ج 8 ص 379 نقلاً عن ابن مردويه عن ابن عبّاس.