شكيبا
7 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما اُوذِيَ أحَدٌ مِثلَ ما اُوذِيتُ في اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه اى كه من در راه خدا آزار ديده ام، آزار نديده است.
۱.كنز العمال: ج 3 ص 130 ح 5818 نقلاً عن حلية الأولياء عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:ما اُوذِيَ أحَدٌ ما اُوذِيتُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه من، آزار نديده است.
۱.كنز العمال: ج 3 ص 130 ح 5817 عن جابر.
عنه صلى الله عليه و آله:لَقد اُوذِيتُ في اللّهِ وما يُؤذى أحَدٌ، واُخِفْتُ [في] اللّهِ وما يُخافُ أحَدٌ، ولَقد أتَت علَيَّ ثَلاثونَ مِن يَومٍ ولَيلَةٍ وما لي ولبِلالٍ طَعامٌ يأكُلُهُ ذو كَبِدٍ إلّا شيءٌ يُوارِيهِ إبطُ بلالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه من، در راه خدا آزار نديده و هيچ كس به اندازه من، در راه خدا ترسانده (تهديد) نشده است. سى شبانه روز بر من گذشت و من و بلال [حبشى]، غذايى كه موجود زنده اى مى خورد، براى خوردن نداشتيم، مگر آن مقدارى كه اگر زير بغل بلال مى گذاشتى، ديده نمى شد.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 491 ح 16678 عن أنس.
الطبقات الكبرى عن إسماعيل بن عيّاش:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أصبَرَ النّاسِ على أوزارِ النّاسِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از اسماعيل بن عيّاش ـ: پيامبر خدا در برابر گناهان (خطاهاى) مردم، از همه شكيباتر بود.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 378.
المصنّف لابن أبي شيبة عن طارق المحاربيّ:رَأيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِسوقِ ذِي المَجازِ، وَأنا في بَياعَةٍ أبيعُها قالَ: فَمَرَّ وعَلَيهِ جُبَّةٌ لَهُ حَمراءُ وهُوَ يُنادي بِأعلى صَوتِهِ: أيُّهَا النَّاسُ، قولوا: لا إلهَ إلَا اللّهُ تُفلِحوا، ورَجُلٌ يَتبَعُهُ بِالحِجارَةِ وقَد أدمى كَعبَيهِ وعُرقُوبَيهِ ۱ وهُوَ يَقولُ: يا أيُّها النَّاسُ، لا تُطيعوهُ فَإنَّهُ كَذّابٌ!
قالَ: قُلتُ: مَن هذا؟ قالوا: هذا غُلامٌ مِن بَني عَبدِ المُطَّلِبِ، قُلتُ: فَمَن هذا الَّذي يَتبَعُهُ يَرميهِ بِالحِجارَةِ؟ قالوا: عَمُّهُ عَبدُ العُزّى ـ وهُوَ أبو لَهَبٍ ـ. ۲
المصنّف، ابن ابى شَيبَهـ به نقل از طارق مُحاربى ـ: پيامبر خدا را در بازار ذو المَجاز ديدم كه جبّه اى قرمزرنگ پوشيده است و مى رود و با صداى بلند مى گويد: «اى مردم! بگوييد: هيچ خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد».
مردى از پى او سنگ مى انداخت و قوزك ها و پشت پاشنه هاى پاى او را خونى كرده بود و مى گفت: اى مردم! به حرفش گوش ندهيد. او دروغگوست.
پرسيدم: اين كيست؟
گفتند: جوانى است از طايفه عبد المطّلب.
پرسيدم: اين مرد كه در پى او مى رود و سنگ مى زند، كيست؟
گفتند: او عمويش عبد العزّى، همان ابو لهب است.
تاريخ دمشق عن منيب:رَأيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي الجَاهِليَّةِ وهُوَ يَقولُ: أيُّها النَّاسُ، قولوا: لا إلهَ إلَا اللّهُ تُفلِحوا، فَمِنهُم مَن تَفَلَ في وَجهِهِ، ومِنهُم مَن حَثا عَلَيهِ التُّرابَ، ومِنهُم مَن سَبَّهُ، فَأقبَلَت جارِيَةٌ بِعُسٍّ مِن ماءٍ فَغَسَلَ وَجهَهُ ويَدَيهِ وقالَ: يا بُنَيَّةُ، اصبِري ولا تَحزَني ولا تخافي عَلى أبيكِ غَلَبَةً ولا ذُلّاً.
فَقُلتُ: مَن هذهِ؟ فَقالوا: زَينَبُ بِنتُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهِيَ جارِيَةٌ وَصيفٌ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از مُنيب ـ: در جاهليّت، پيامبر خدا را ديدم كه مى فرمود: «اى مردم! بگوييد: هيچ خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد»؛ امّا بعضى به صورت او، آب دهان مى انداختند و بعضى به رويش خاك مى پاشيدند و بعضى دشنامش مى دادند. در اين هنگام، دختركى قدح آبى آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله صورت و دست هاى خود را شست و فرمود: «دختركم! شكيبا باش و براى مغلوبيّت و خوارى پدرت، اندوهگين مباش».
من پرسيدم: اين دخترك كيست؟
گفتند: زينب، دختر پيامبر خداست و او دختركى نوجوان بود.
۱.تاريخ دمشق: ج 57 ص 188.
صحيح البخاري عن ابن مسعود:كَأنِّي أنظُرُ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله يَحكي نَبِيَّا مِنَ الأنبِياءِ ضَربَهُ قَومُهُ فَأدمَوهُ، وهُوَ يَمسَحُ الدَّمَ عَن وَجهِهِ ويَقولُ: اللَّهُمَّ اغفِر لِقَومي فَإنَّهُم لا يَعلَمونَ. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابن مسعود ـ: انگار پيامبر خدا را مى بينم كه داستان پيامبرى از پيامبران را به نمايش مى گذارد كه قومش او را زدند و خونين كردند و او خون از چهره اش پاك مى كرد و مى گفت: «بار خدايا! قوم مرا بيامرز؛ چرا كه آنان نادان اند».
۱.صحيح البخاري: ج 3 ص 1282 ح 3290.