حدیث دربارهسخنى جامع درباره ويژگى هاى پيامبر
السنن الكبرى عن أبي اُمامة سهل بن حُنيف الأنصاري عن بعض أصحاب النّبيّ صلى الله عليه و آله:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَعودُ مَرضى مَساكينِ المُسلِمينَ وضُعَفائِهِم، ويَتبَعُ جَنائِزَهُم، ولا يُصَلِّي عَلَيهِم أحَدٌ غَيرُهُ. وإنَّ امرَأَةً مِسكينَةً مِن أهلِ العَوالي طالَ سُقمُها فَكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسأَلُ عَنها مَن حَضَرَها مِن جيرانِها، وأمَرَهُم أن لايَدفِنوها إن حَدَثَ بِها حَدَثٌ فَيُصَلِّيَ عَلَيها، فَتُوُفِّيَت تِلكَ المَرأَةُ لَيلاً وَاحتَمَلوها فَأَتَوا بِها مَعَ الجَنائِزِ ـ أو قالَ: موضِعَ الجَنائِزِ ـ عِندَ مَسجِدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِيُصَلِّيَ عَلَيها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله كَما أمَرَهُم، فَوَجَدوهُ قَد نامَ بَعدَ صَلاةِ العِشاءِ فَكَرِهوا أن يُهَجِّدوا ۱ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن نَومِهِ، فَصَلَّوا عَلَيها ثُمَّ انطَلَقوا بِها، فَلَمَّا أصبَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله سَأَلَ عَنها مَن حَضَرَهُ مِن جيرانِها، فَأخبَروهُ خَبَرَها وأنَّهُم كَرِهوا أن يُهَجِّدوا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَها، فَقالَ لَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ولِمَ فَعَلتُم؟ اِنطَلِقوا، فَانطَلَقوا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتَّى قاموا عَلى قَبرِها، فَصَفَّوا وَراءَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله كَما يُصَفُّ لِلصَّلاةِ عَلَى الجَنائِزِ، فَصَلَّى عَلَيها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ۲.
السنن الكبرىـ به نقل از ابو اُمامه، سهل بن حنيف انصارى، از يكى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: پيامبر خدا، مسلمانان مسكين و ضعيف را كه بيمار بودند، عيادت مى فرمود و جنازه شان را تشييع مى كرد و هيچ كس جز او، بر آنها نماز نمى خواند. زنى درمانده از اهالىِ عوالى، بيمارى اش طولانى شد و پيامبر خدا از همسايگانى كه به ديدار او مى رفتند، حال آن زن را جويا مى شد و به آنان فرمان داد كه اگر آن زن از دنيا رفت، به خاكش نسپرند تا اين كه خود ايشان بر او نماز بگزارد. شبى، آن زن درگذشت و او را با جنازه ها (/ به مكان جنازه ها) به مسجد پيامبر خدا آوردند تا پيامبر صلى الله عليه و آله ـ آن گونه كه از ايشان خواسته بود ـ بر او نماز بگزارد؛ امّا ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله پس از نماز عشا خوابيده است و خوش نداشتند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را از خواب بيدار كنند. لذا خود، بر او نماز گزاردند و او را بردند. چون صبح شد، پيامبر صلى الله عليه و آله از همسايگان آن زن كه نزد پيامبر بودند، حال آن زن را جويا شد و آنها خبر مرگ او را به پيامبر صلى الله عليه و آله دادند و گفتند كه نخواستند پيامبر صلى الله عليه و آله را براى او بيدار كنند. پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها فرمود: «چرا چنين كرديد؟ راه بيفتيد».
آنها با پيامبر صلى الله عليه و آله به راه افتادند تا به گور او رسيدند و چنان كه براى نماز ميّت مى ايستند، پشت سر پيامبر صلى الله عليه و آله به صف ايستادند و پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن زن، نماز گزارد.