حدیث دربارهآنچه دلالت مى كند بر اين كه قدريه همان مُفَوِّضه اند

عنه صلى الله عليه و آله:لَعَنَ اللّهُ القَدَرِيَّةَ وقَد فَعَلَ، لَعَنَ اللّهُ القَدَرِيَّةَ وقَد فَعَلَ، لَعَنَ اللّهُ القَدَرِيَّةَ وقَد فَعَلَ. ما قالوا كَما قالَ اللّهُ، ولا قالوا كَما قالَتِ المَلائِكَةُ، ولا قالوا كَما قالَتِ الأَنبِياءُ ولا قالوا كَما قالَت أهلُ الجَنَّةِ، ولا قالوا كَما قالَت أهلُ النّارِ، ولا قالوا كَما قالَ الشَّيطانُ. قالَ اللّهُ: «وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَا أَن يَشَاءَ اللَّهُ» ۱ وقالَتِ المَلائِكَةُ: «لَا عِلْمَ لَنَا إِلَا مَا عَلَّمْتَنَا» ۲ وقالَتِ الأَنبِياءُ في قِصَّةِ نوحٍ: «وَ لَا يَنفَعُكُمْ نُصْحِى إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ» ۳ وقالَت أهلُ الجَنَّةِ: «وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلآَ أَنْ هَدَانَا اللَّهُ» ۴ وقالَت أهلُ النّارِ: «رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا» ۵ وقالَ الشَّيطانُ: «رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِى» ۶. ۷
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، قدريّه را لعنت كند و لعنت كرده است! خداوند، قدريّه را لعنت كند و لعنت كرده است! خداوند، قدريّه را لعنت كند و لعنت كرده است! آن گونه كه خدا فرمود، نگفتند و آن گونه كه فرشتگان گفتند، نگفتند و آن گونه كه پيامبران گفتند، نگفتند و آن گونه كه بهشتيان گفتند، نگفتند و آن گونه كه جهنّميان گفتند، نگفتند و آن گونه كه شيطان گفت، نگفتند. خداوند فرمود: «و تا خدا نخواهد، [شما]نخواهيد خواست» . و فرشتگان گفتند: «ما را جز آنچه [خود]به ما آموخته اى، هيچ دانشى نيست» . و پيامبران چنان كه در قصّه نوح آمده، گفتند: «و اگر بخواهم شما را اندرز دهم، در صورتى كه خدا بخواهد شما را بى راه بگذارد، اندرز من شما را سودى نمى بخشد» . و بهشتيان گفتند: «و اگر خدا ما را رهبرى نمى كرد، ما خود، هدايت نمى يافتيم» . و جهنّميان گفتند: «پروردگارا! شقاوت ما بر ما چيره شد» و شيطان گفت: «پروردگارا! به سبب آن كه مرا گم راه ساختى» .
۱.الإنسان: 30.
۲.البقرة: 32.
۳.هود: 34.
۴.الأعراف: 43.
۵.المؤمنون: 106.
۶.الحِجر: 39.
۷.الدرّ المنثور: ج 8 ص 379 نقلاً عن ابن مردويه عن ابن عبّاس.

احادیث دیگر این موضوع

۷
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قدريّه، علّامه طباطبايى مى گويد: ناميده شدن اينان به «قدريّه»، از اين حديثِ صحيح پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته شده كه: «همانا قَدَريّه، مَجوس اين امّت اند.». پس، مجبّره، مُفَوِّضه را به اين سببْ «قدريّه» خواندند كه آنان قَدَر را انكار مى كردند و بر ضدّ آن، سخن مى راندند و [از سوى ديگر،] مفوّضه، مجبره را به اين سببْ «قَدَريّه» خواندند كه آنان قَدَر را اثبات مى كردند. البتّه آنچه از احاديث امامانِ اهل بيت عليهم السلام به دست مى آيد، اين است كه ايشان هر دو فرقه (مجبّره و مفوّضه) را قدريّه ناميده اند و حديث پيامبر صلى الله عليه و آله را بر هر دو، تطبيق داده اند. مجبّره را قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان خير و شر و طاعت و معصيت را به غير انسان، نسبت مى دهند، چنان كه مَجوس، قائل اند كه فاعل همه خيرها و شرها، [كسى] جز انسان است، و سخن امام عليه السلام در اين حديث، بنا بر همين نظر [آنها]است. و مفوّضه را نيز قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان قائل به دو خالق در عالم اند: [يكى] انسان، نسبت به افعالش و [ديگرى] خداوندِ سبحان، نسبت به ديگر كارها، چنان كه مجوس به خداى خير و خداى شر معتقدند، و سخن امام عليه السلام در احاديث بعد كه: «نه جبر و نه قَدَر»، ناظر به همين باور است (الكافى: ج 1 ص 157، پانوشت). كسانى هستند كه مى گويند: خير و شر، در اختيار ماست. آنان از شفاعت من بهره اى ندارند. نه من از آنان هستم و نه آنان از من اند.