حدیث دربارهآنچه دلالت مى كند بر اين كه قدريه همان مُفَوِّضه اند

سبل الهدى والرشاد عن ابن عباس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِنفانِ مِن اُمَّتي لا سَهمَ لَهُم فِي الإِسلامِ: المُرجِئَةُ وَالقَدَرِيَّةُ. قيلَ: ومَا المُرجِئَةُ؟ قالَ صلى الله عليه و آله: الَّذين يَقولونَ: الإِيمانُ قَولٌ بِلا عَمَلٍ. قيلَ: فَمَا القَدَرِيَّةُ؟ قالَ صلى الله عليه و آله: الَّذينَ يَقولونَ: لَم يُقَدَّرِ الشَّرُّ. ۱
سبل الهدى و الرشادـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا فرمود: «دو گروه از امّت من هستند كه در اسلام، سهمى ندارند: مُرجئه و قدريّه». گفته شد: مرجئه كيان اند؟ فرمود: «آنان كه مى گويند: ايمان، گفتار بدون رفتار است». گفته شد: قدريّه كيان اند؟ فرمود: «آنان كه مى گويند: شر، مقدّر نشده است».
۱.سبل الهدى والرشاد: ج 10 ص 159 نقلاً عن البيهقي.

احادیث دیگر این موضوع

۷
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قدريّه، علّامه طباطبايى مى گويد: ناميده شدن اينان به «قدريّه»، از اين حديثِ صحيح پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته شده كه: «همانا قَدَريّه، مَجوس اين امّت اند.». پس، مجبّره، مُفَوِّضه را به اين سببْ «قدريّه» خواندند كه آنان قَدَر را انكار مى كردند و بر ضدّ آن، سخن مى راندند و [از سوى ديگر،] مفوّضه، مجبره را به اين سببْ «قَدَريّه» خواندند كه آنان قَدَر را اثبات مى كردند. البتّه آنچه از احاديث امامانِ اهل بيت عليهم السلام به دست مى آيد، اين است كه ايشان هر دو فرقه (مجبّره و مفوّضه) را قدريّه ناميده اند و حديث پيامبر صلى الله عليه و آله را بر هر دو، تطبيق داده اند. مجبّره را قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان خير و شر و طاعت و معصيت را به غير انسان، نسبت مى دهند، چنان كه مَجوس، قائل اند كه فاعل همه خيرها و شرها، [كسى] جز انسان است، و سخن امام عليه السلام در اين حديث، بنا بر همين نظر [آنها]است. و مفوّضه را نيز قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان قائل به دو خالق در عالم اند: [يكى] انسان، نسبت به افعالش و [ديگرى] خداوندِ سبحان، نسبت به ديگر كارها، چنان كه مجوس به خداى خير و خداى شر معتقدند، و سخن امام عليه السلام در احاديث بعد كه: «نه جبر و نه قَدَر»، ناظر به همين باور است (الكافى: ج 1 ص 157، پانوشت). كسانى هستند كه مى گويند: خير و شر، در اختيار ماست. آنان از شفاعت من بهره اى ندارند. نه من از آنان هستم و نه آنان از من اند.