حدیث دربارهتقدير واجبات و فضايل و گناهان

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن زَعَمَ أنَّ اللّهَ يَأمُرُ بِالسّوءِ وَالفَحشاءِ فَقَد كَذَبَ عَلَى اللّهِ، ومَن زَعَمَ أنَّ الخَيرَ وَالشَّرَّ بِغَيرِ مَشيئَةِ اللّهِ فَقَد أخرَجَ اللّهَ مِن سُلطانِهِ، ومَن زَعَمَ أنَّ المَعاصِيَ بِغَيرِ قُوَّةِ اللّهِ فَقَد كَذَبَ عَلَى اللّهِ، ومَن كَذَبَ عَلَى اللّهِ أدخَلَهُ اللّهُ النّارَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه گمان ببرد كه خداوند به بدى و زشتى امر مى كند، در حقيقت، بر خدا دروغ بسته است، و هر كه گمان برد كه خير و شر، بدون مشيّت خدايند، در حقيقت، خدا را از پادشاهى اش بيرون دانسته است، و هر كه گمان برد كه گناهان، بدون نيروى خدا انجام مى شوند، در حقيقت بر خدا دروغ بسته است، و هر كه بر خدا دروغ بندد، خداوند، او را به دوزخ مى افكند.
۱.الكافي: ج 1 ص 158 ح 6 عن حفص بن قرط عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 5 ص 51 ح 85.

احادیث دیگر این موضوع

۲
التوحيدـ به نقل از مُعاذ بن جبل ـپيامبر خدا فرمود: «دانش [الهى]، پيشى گرفت و قلم، رقم زد و قَدَر قطعى شد بر محقق شدن كتاب، تصديق فرستادگان و خوش بختى براى مؤمنان و پرهيزگاران از جانب خداوند عز و جل، و بدبختى دروغگويان و كافران، و ولايت خدا بر مؤمنان و بيزارى اش از مشركان». آن گاه پيامبر خدا فرمود: «سخن خود را از خدا روايت مى كنم. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد: «اى فرزند آدم! به مشيّت من است كه آنچه مى خواهى، براى خود مى خواهى، و به اراده من است كه آنچه اراده مى كنى، براى خود اراده مى كنى، و به سبب بسيارى نعمتم بر تو، بر نافرمانى از من نيرو گرفتى، و در سايه پاكى و يارى و آسايش من، واجب هاى مرا براى من ادا نمودى. پس، من به نيكى هاى تو از تو سزاوارترم و تو به بدى هايت از من شايسته ترى. پس، خير رسيده از جانب من به تو ـ كه به خاطر سزاوارى من است ـ ابتدايى است [نه بازتاب عمل تو]، و شرّ رسيده از جانب من به تو ـ كه به سبب جُرم توست ـ يك كيفر است، و به سبب احسان من به تو، بر فرمانبرى از من، نيرو گرفتى و به جهت بدگمانى به من، از رحمتم نوميد گشتى. پس به خاطر بيان، ستايش، از آنِ من و حجّت، عليه توست، و به جهت نافرمانى [ات]، دستم بر تو باز است، و به جهت احسانت، نزد من پاداش خير دارى. هشدار دادن به تو را ترك نمى كنم، براى سركشى ات مؤاخذه ات نمى نمايم [و هشدارت مى دهم]، و به بيشتر از توانايى ات موظّفت نمى كنم، و به تو تحميل نمى كنم از امانت، جز آن مقدارى كه عليه خود اعتراف نمودى. از تو خشنودم، به مقدارى كه پيش خودت از من خشنودى».