دوستى در راه خدا

5 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ رَجُلاً زارَ أخا لَهُ في قَريَةٍ اُخرى، فَأَرصَدَ اللّهُ لَهُ عَلى مَدرَجَتِهِ مَلَكا، فَلَمّا أتى عَلَيهِ قالَ: أينَ تُريدُ؟ قالَ: اُريدُ أخا لي في هذِهِ القَريَةِ. قالَ: هَل لَكَ عَلَيهِ مِن نِعمَةٍ تَرُبُّها؟ قالَ: لا، غَيرَ أنّي أحبَبتُهُ فِي اللّهِ عز و جل. قالَ: فَإِنّي رَسولُ اللّهِ إلَيكَ بِأَنَّ اللّهَ قَد أحَبَّكَ كَما أحبَبتَهُ فيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردى راهىِ ديدار برادر [دينىِ] خود در روستايى شد. خداوند، فرشته اى بر سرِ راه او قرار داد. چون آن مرد پيش آمد، فرشته از او پرسيد: «به كجا مى روى؟». پاسخ داد: به ديدار برادرى كه در اين روستا دارم، مى روم. پرسيد: «آيا نعمتى نزد او دارى كه براى رسيدنِ به آن، نزدش مى روى؟». پاسخ داد: نه، جز اين كه او را در راه خداوند عز و جل دوست دارم. فرشته گفت: «من نيز پيام آور خدا به سويت هستم كه: خداوند، تو را دوست دارد، همان گونه كه تو در راهش دوستى مى ورزى».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1988 ح 38؛ كشف الريبة: ص 80 كلاهما عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:[قالَ اللّهُ عز و جل:] ۱ حَقَّت مَحَبَّتي لِلمُتَحابّينَ فِيَّ، وحَقَّت مَحَبَّتي لِلمُتَباذِلينَ فِيَّ، وحَقَّت مَحَبَّتي لِلمُتَصادِقينَ فِيَّ، وحَقَّت مَحَبَّتي لِلمُتَزاوِرينَ فِيَّ، وحَقَّت مَحَبَّتي لِلمُتَواصِلينَ فِيَّ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[خداوند عز و جل فرمود:] «دوستى ام با آنان كه در راه من يكديگر را دوست مى دارند، قطعى است. دوستى ام با آنان كه در راه من به يكديگر مى بخشند، قطعى است. دوستى ام با آنان كه در راه من با يكديگر دوستى مى كنند، قطعى است. دوستى ام با آنان كه در راه من به ديدار يكديگر مى روند، قطعى است. دوستى ام با آنان كه در راه من با يكديگر مى پيوندند، قطعى است».
۱.ما بين المعقوفين ليس في المصدر، إلّا أنّه يقتضيه السياق.
۲.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 188 ح 7316 عن عبادة بن الصامت.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: وَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَحابّينَ فِيَّ، وَالمُتَجالِسينَ فِيَّ، وَالمُتَزاوِرينَ فِيَّ، وَالمُتَباذِلينَ فِيَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «دوست داشتنِ آنان كه در راه من يكديگر را دوست مى دارند، در راه من با يكديگر همنشينى مى كنند، در راه من به ديدار يكديگر مى روند و در راه من به يكديگر مى بخشند، بر من واجب است».
۱.الموطّأ: ج 2 ص 954 ح 16 عن معاذ بن جبل.
مسند ابن حنبل عن عبادة بن الصامت:سَمِعتُ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله يَحكي عَن رَبِّهِ عز و جليَقولُ: حَقَّت مَحَبَّتي لِلمُتَحابّينَ فِيَّ، وحَقَّت مَحَبَّتي لِلمُتَباذِلينَ فِيَّ، وحَقَّت مَحَبَّتي لِلمُتَزاوِرينَ فِيَّ. وَالمُتَحابّونَ فِي اللّهِ عَلى مَنابِرَ مِن نورٍ فِي ظِلِّ العَرشِ يَومَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّهُ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از عبادة بن صامت ـ: از پيامبر خدا شنيدم كه از خداوند عز و جلنقل مى كرد كه مى فرمايد: «دوستى ام با آنان كه در راه من يكديگر را دوست مى دارند، قطعى است. دوستى ام با آنان كه در راه من به يكديگر مى بخشند، قطعى است. دوستى ام با آنان كه در راه من به ديدار يكديگر مى روند، قطعى است. در روزى كه سايه اى جز سايه خدا نيست، آنان كه در راه خدا يكديگر را دوست داشته اند، بر منبرهايى از نور در سايه عرش، قرار دارند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 246 ح 22125 و ص 252 ح 22141.
كنز العمّال عن خالد بن الوليد:جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ:. اُحِبُّ أن أكونَ مِن أحِبّاءِ اللّهِ ورَسولِهِ. قالَ: أحِبّ ما أحَبَّ اللّهُ ورَسولُهُ، وأبغِض ما أبغَضَ اللّهُ ورَسولُهُ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از خالد بن وليد ـ: مردى به نزد پيامبر خدا آمد و گفت: دوست دارم از دوستان خدا و پيامبرش باشم. ايشان فرمود: «آنچه را خدا و پيامبرش دوست مى دارند، دوست بدار و آنچه را خدا و پيامبرش دشمن مى دارند، دشمن بدار».
۱.كنز العمّال: ج 16 ص129 ح 44154 نقلاً عن السيوطي.