صفت فعلى

2 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ عز و جل: لِيَ العَظَمَةُ وَالكِبرِياءُ وَالفَخرُ، وَالقَدرُ سِرّي، فَمَن نازَعَني في واحِدَةٍ مِنهُنَّ كَبَبتُهُ فِي النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خدا عز و جل مى فرمايد: «سِتُرگى و بزرگى و فخر، تنها از آنِ من است و قدر، راز من است. پس هر كس در يكى از آنها با من بستيزد، او را در آتش، سرنگون مى كنم».
۱.نوادر الاُصول: ج 1 ص 34 عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثِ المِعراجِ وقَد قالَ لَهُ سُبحانَهُ: اُنظُر إِلى عَرشي ـ: فَنَظَرتُ إِلى عَظَمَةٍ ذَهَبَت لَها نَفسي وغُشِيَ عَلَيَّ، فَاُلهِمتُ أَن قُلتُ: سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ لِعِظَمِ ما رَأَيتُ، فَلَمّا قُلتُ ذلِكَ تَجَلَّى الغَشيُ عَنّي حَتّى قُلتُها سَبعا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در «حديث معراج» كه خداى سبحان به او فرمود: به عرشم بنگر ـ: پس به سِتُرگى اى نگريستم كه جانم براى آن رفت و بيهوش شدم. پس به سبب سِتُرگى آنچه ديدم، به من الهام شد. گفتم: «منزّه است خداوندگار سِتُرگم و من، به ستايش او مى پردازم!». پس چون آن را گفتم، بيهوشى از من برطرف شد، تا اين كه آن را هفت بار گفتم.
۱.علل الشرائع: ص 315 ح 1 عن محمّد بن النعمان الأحول وعمر بن اُذينة عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 18 ص 358 ح 66.