حدیث دربارهشيرينى ايمان
مسند ابن حنبل عن أبي رزين العقيلي:أتَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقُلتُ:. يا رَسولَ اللّهِ! ومَا الإِيمانُ؟ قالَ: أن تَشهَدَ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وأنَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ، وأن يَكونَ اللّهُ ورَسولُهُ أحَبَّ إلَيكَ مِمّا سِواهُما، وأن تُحرَقَ بِالنّارِ أحَبُّ إلَيكَ مِن أن تُشرِكَ بِاللّهِ، وأن تُحِبَّ غَيرَ ذي نَسَبٍ لا تُحِبُّهُ إلّا للّهِِ عز و جل، فَإِذا كُنتَ كَذلِكَ فَقَد دَخَلَ حُبُّ الإِيمانِ في قَلبِكَ كَما دَخَلَ حُبُّ الماءِ لِلظَّمآنِ فِي اليَومِ القائِظِ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو رَزين عقيلى ـ: نزد پيامبر خدا رفتم و گفتم:. اى پيامبر خدا! ايمان چيست؟
فرمود: «اين كه گواهى دهى معبودى جز خداى يگانه و بى انباز نيست، و محمّد، بنده و فرستاده اوست، و اين كه خدا و پيامبرش نزد تو محبوب تر از هر چيز ديگر باشند، و سوزانده شدن در آتش را خوش تر از آن داشته باشى كه به خداوند شرك ورزى، و اين كه اگر غير خويشاوندى را دوست دارى، تنها براى خداوند دوستش بدارى. اگر چنين بودى، عشق به ايمان، همان گونه در دلت وارد شده است كه عشق به آب، وجود شخص تشنه را در يك روز داغ، فرا مى گيرد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 5 ص 470 ح 16194.