حدیث دربارهعمل كردن بر اساس پيوند قلبى

عنه صلى الله عليه و آله:ما بالُ أقوامٍ يَتَحَدَّثونَ فَإِذا رَأَوُا الرَّجُلَ مِن أهلِ بَيتي قَطَعوا حَديثَهُم؟! وَاللّهِ لا يَدخُلُ قَلبَ رَجُلٍ الإِيمانُ حَتّى يُحِبَّهُم للّهِِ ولِقَرابَتِهِم مِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:عدّه اى را چه شده است كه با هم سخن مى گويند و چون مردى از خاندان مرا مى بينند، سخن خود را قطع مى كنند؟! به خدا سوگند، ايمان در دل هيچ كس جاى نمى گيرد، مگر آن گاه كه آنان (خاندانم) را به خاطر خدا و به واسطه خويشى شان با من، دوست بدارند.
۱.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 50 ح 140 عن العبّاس بن عبد المطّلب؛ المناقب للكوفي: ج 2 ص 122 ح 609 عن العبّاس، بحار الأنوار: ج 27 ص 226 ح 20.

احادیث دیگر این موضوع

۳
التوحيدـ به نقل از اسحاق بن راهويه ـ: چون امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيد و خواست از آن جا به سوى مأمون [در مرو]خارج شود، اهل حديث نزد وى گرد آمدند و گفتند: اى پسر پيامبر خدا! از نزد ما مى روى و حديثى برايمان نمى گويى كه از تو بهره مند شويم؟! امام رضا عليه السلام كه در كجاوه نشسته بود، سرش را بيرون آورد و فرمود: «از پدرم موسى بن جعفر شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم جعفر بن محمّد شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم محمّد بن على شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم على بن الحسين شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم حسين بن على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم امير مؤمنان، على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد: از جبرئيل شنيدم كه مى فرمايد: از خداوند پرشكوه شنيدم كه مى فرمايد: لا إله إلّا اللّه (عقيده توحيد)، دژِ من است. هر كس به دژِ من در آيد، از عذابم در امان است». چون شتر به راه افتاد، امام عليه السلام بانگ زد: «با شروط آن، و من، يكى از شروط آن هستم».