حدیث دربارهنقش اسماى الهى در تدبير عالم

رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في دُعائِهِ المُسمّى بِالأَسماءِ الحُسنى ـ: أَسأَ لُكَ وأَدعوكَ بِاسمِكَ الَّذي تَقطَعُ بِهِ العُروقَ مِنَ العِظامِ، ثُمَّ تُنبِتُ عَلَيهَا اللَّحمَ بِمَشِيئَتِكَ، فَلا يَنقُصُ مِنها مِثقالُ ذَرَّةٍ بِعَظيمِ ذلِكَ الاِسمِ بِقُدرَتِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تَعلَمُ بِهِ ما فِي السَّماءِ وما فِي الأَرضِ وما فِي الأَرحامِ ولا يَعلَمُ ذلِكَ أَحَدٌ غَيرُكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تَنفُخُ بِهِ الأَرواحَ فِي الأَجسادِ فَيَدخُلُ بِعَظيمِ ذلِكَ الاِسمِ كُلُّ روحٍ إِلى جَسَدِها، ولا يَعلَمُ بِتِلكَ الأَرواحِ الَّتي صُوِّرَت في جَسَدِهَا المُسَمّى في ظُلُماتِ الأَحشاءِ إِلّا أَنتَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّتي ۱ تَعلَمُ بِهِ ما فِي القُبورِ وتُحَصِّلُ بِهِ ما فِي الصُّدورِ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي أَنبَتَّ بِهِ اللُّحومَ عَلَى العِظامِ فَتَنبُتُ عَلَيها بِذلِكَ الاِسمِ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ القادِرِ بِكَ عَلى كُلِّ شَيءٍ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي خَلَقتَ بِهِ الحَياةَ مِن مَشيئَتِكَ العُظمى إِلى أَجَلٍ مُسَمّىً يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي خَلَقتَ بِهِ المَوتَ وأَجرَيتَهُ فِي الخَلقِ عِندَ انقِطاعِ آجالِهِم وفَراغِ أَعمالِهِم يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي طَيَّبتَ بِهِ نُفوسَ عِبادِكَ، فَطابَت لَهُم أَسماؤُكَ الحُسنى وآلآؤُكَ الكُبرى يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ المُصَوِّرِ الماجِدِ الواحِدِ الَّذي خَشَعَت لَهُ الجِبالُ وما فيها يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تَقولُ بِهِ لِلشَّيءِ كُن فَيَكونُ بِقُدرَتِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الّذي تَجري بِهِ الفُلكَ فِي البَحرِ المُسَلسَلِ المَحبوسِ بِقُدرَتِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الّذي يُسَبِّحُ لَكَ بِهِ قَطرُ المَطَرِ وَالسَّحابُ الحامِلاتُ قَطَراتِ رَحمَتِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي أَجرَيتَ بِهِ وابِلَ السَّحابِ فِي الهَواءِ بِقُدرَتِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تُنَزِّلُ بِهِ قَطرَ المَطَرِ مِنَ المُعصِراتِ ماءً ثَجّاجا ۲ فَتَجعَلُهُ فَرَجا يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذِي مَلَأتَ بِهِ قُدسَكَ بِعَظيمِ التَّقديسِ يا قُدّوسُ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذِي استَعانَ بِهِ حَمَلَةُ عَرشِكَ فَأَعَنتَهُم وطَوَّقتَهُمُ احتِمالَهُ فَحَمَلوهُ بِذلِكَ الاِسمِ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي خَلَقتَ بِهِ الكُرسِيَّ سَعَةَ السَّماواتِ وَالأَرضِ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي خَلَقتَ بِهِ العَرشَ العَظيمَ الكَريمَ وعَظَّمتَ خَلقَهُ فَكان كَما شِئتَ أَن يَكونَ بِذلِكَ الاِسمِ يا عَظيمُ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي طَوَّقتَ بِهِ العَرشَ بِهَيبَةِ العِزَّةِ وَالسُّلطانِ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تُخرِجُ بِهِ نَباتَ الأَرضِ مَنافِعَ لِخَلقِكَ وغِيَاثا يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي خَلَقتَ بِهِ النُّجومَ وجَعَلتَ مِنها رُجوما لِلشَّياطينِ ما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تَنتَثِرُ بِهِ الكَواكِبُ نَثرا لِدَعوَتِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي يَطيرُ بِهِ الطَّيرُ في جَوِّ السَّماءِ صافّاتٍ بِأَمرِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي أُحضِرَت بِهِ الأَرَضونَ لِأَمرِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي يُسَبِّحُ لَكَ بِهِ كُلُّ شَيءٍ بِلُغاتٍ مُختَلِفَةٍ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي شَقَقتَ بِهِ الأَرضَ شَقّا، وأَنبَتَّ فيها حَبّا وعِنَبا وقَضبا ۳، وزَيتونا ونَخلاً، وحَدائِقَ غُلبا ۴، وفاكِهَةً وأَبّا ۵ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تُخرِجُ بِهِ الحُبوبَ مِنَ الأَرضِ، فَتُزَيِّنُ بِها الأَرضَ، فَتُذَكِّرُ بِنِعمَتِكَ يا اللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الَّذي تُسَبِّحُ لَكَ بِهِ الضَّفادِعُ فِي البِحارِ وَالأَنهارِ وَالغُدرانِ بِأَلوانِ صِفاتِها وَاختِلافِ لُغاتِها يا أللّهُ. وأَسأَ لُكَ بِاسمِكَ الظَّاهِرِ في كُلِّ شَيءٍ بِالقُدرَةِ وَالكِبرِياءِ وَالبُرهانِ وَالسُّلطانِ يا اللّهُ. ۶
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعايش معروف به «اسماءِ الحُسنى» ـ: از تو مى خواهم و تو را مى خوانم به نامت كه رگ ها را بدان از استخوان جدا مى كنى و سپس به اراده ات، بر آنها گوشت مى رويانى، بى آن كه سرِ سوزنى از آنها كم آيد. اى خدا! تو را به اين نام بزرگت، به قدرتت مى خوانم و از تو مى خواهم به اسمى كه بدان مى دانى چه چيزى در آسمان و زمين و زِهدان هاست، و خداوندا! اينها را كسى جز تو نمى داند. از تو مى خواهم به آن نامت كه روح ها را بِدان در كالبدها مى دَمى و به عظمتِ آن، هر روحى به درون جسدش مى رود و خداوندا! جز تو كسى از اين روح هايى كه در اجسادشان تنيده و در تاريكى هاى اندرون نام گذارى شده اند، آگاهى ندارد. از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، هر چه را در قبرهاست، مى دانى و آنچه را در سينه هاست، حاصل مى كنى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بدان، گوشت ها را بر استخوان ها مى رويانى و به همان نام، بر آنها مى رويند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه تو را بر هر چيزى توانا مى كند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، به خواست سِتُرگت، زندگى را تا مدّتى معيّن آفريدى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، مرگ را آفريدى و آن را به گاهِ سر رسيدنِ اَجَل هاى مردم و پايان گرفتن اعمالشان، در ميان آنان جارى كردى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، جان هاى بندگانت را پاكيزه كردى و از اين رو، نام هاى زيبايت و نعمت هاى بزرگت، بر ايشان خوش آمد، اى خدا! از تو مى خواهم به نام تصويرگرِ باشكوهِ يگانه ات كه كوه ها و آنچه در آنهاست، در برابرش فروتنى مى كنند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه به هر چيز با آن بگويى: «باش!»، به قدرتت موجود مى شود، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، كشتى را در درياى به هم پيوسته حبسْ شده، به قدرتت جارى مى كنى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، قطره هاى باران و ابرهاى حاملِ اين قطره هاى رحمتت، تو را تسبيح مى كنند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، ابرهاى پُر باران را با قدرت خويش، در هوا جارى مى كنى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، قطره هاى باران را از ابرهاى فشرده، به صورت آبى ريزان، فرو مى فرستى و آن را [مايه] گشايش [زندگى] قرار مى دهى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، مقام قُدس خود را با تقديسى عظيم، آكنده ساختى، اى پاك، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه حاملان عرشت از آن يارى جُستند و يارى شان دادى و توان تحمّل آن را بديشان دادى و آن را بِدان نام، حمل كردند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، تخت [فرمان فرمايى ات] را به گستره آسمان ها و زمين آفريدى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، عرش بزرگ گرامى ات را آفريدى و آفرينشِ آن را بزرگ داشتى تا با عظمتِ آن، نامت آن گونه شد كه خودت خواستى، اى بزرگ، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، عرشت را با هيبتِ عزّت و فرمان روايى، حلقه زدى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، گياه زمين را براى منفعت خَلقت و يارىِ ايشان، بيرون آوردى، اى خدا!. از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، ستارگان را آفريدى و آنها را وسيله راندنِ شيطان هاى ميان آسمان و زمين قرار دادى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، ستارگان براى دعوتت كاملاً پراكنده گشتند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، پرندگان صف كشيده در فضاى آسمان، به امر تو پرواز مى كنند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه زمين ها، با آن براى امرت حاضر شدند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، همه چيز، با زبان هاى گوناگونْ تسبيحت مى كنند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، زمين را كاملاً شكافتى و دانه [ى گندم]و انگور و شاخه تازه و زيتون و نخل و باغ هايى انبوه و ميوه و مرتع را روياندى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان، دانه ها را از زمين بيرون مى كشى و زمين را بدانها مى آرايى تا نعمتت را به يادها آورده باشى، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه قورباغه ها، در درياها و رودها و بركه ها، با همه تفاوت هاى نژادى و زبانى، با آن تو را تسبيح مى كنند، اى خدا! از تو مى خواهم به آن نامت كه با قدرت و شوكت و دليل و برهان، در هر چيزى آشكار است، اى خدا!
۱.كذا في المصدر و بحار الأنوار، والصحيح: «الذي».
۲.ثجّاجا؛ أي متدافقا، وقيل: سيّالاً (مجمع البحرين: ج 1 ص 239).
۳.القَضْب: كل نبتٍ اقتُضبَ فاُكِلَ طريّا (المصباح المنير: ص 507).
۴.غُلْبا: أي ملتفّة الشجر، أو غِلاظ أعناق النخل (مجمع البحرين: ج 2 ص 1328).
۵.الأبُّ: مارعته الأغنام. وهو للبهائم كالفاكهة للإنسان (مجمع البحرين: ج 1 ص 5).
۶.البلد الأمين: ص 411 ـ 415، بحار الأنوار: ج 93 ص 254 ح 1.