حدیث دربارهنمونه اى از حكيمان

رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في صِفَةِ المثرمِ بنِ رغيبِ بنِ الشَّيقبان ۱ ـ: كانَ مِن أحَدِ العُبّادِ، قَد عَبَدَ اللّهَ تَعالى مِئَتَينِ وسَبعينَ سَنَةً، لَم يَسأَلهُ حاجَةً إلّا أجابَهُ، إنَّ اللّهَ عز و جلأسكَنَ في قَلبِهِ الحِكمَةَ، وألهَمَهُ بِحُسنِ طاعَتِهِ لِرَبِّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در توصيف مَثرم بن رغيب بن شَيقبان ـ: او يكى از عابدان بود كه خداوند متعال را دويست و هفتاد سال عبادت كرد، و چيزى از خدا نخواست، مگر آن كه برآورده شد. خداوند عز و جلحكمت را در دلش جاى داد و طاعت نيكوى پروردگارش را به وى الهام كرد.
۱.في بحار الأنوار: «المثرم بن رعيب».
۲.الفضائل: ص 49 عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري، بحار الأنوار: ج 35 ص 100 ح 33.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام باقر عليه السلام:در ايّام فتح مكّه، روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در محوّطه كعبه ايستاده بود كه هيئت نمايندگى قبيله اى، به سوى ايشان آمدند و سلام دادند. ايشان فرمود: «از چه قبيله اى هستيد؟». گفتند: نمايندگان قبيله بكر بن وائل هستيم. فرمود: «آيا خبرى از قُسّ بن ساعده اِيادى داريد؟». گفتند: آرى، اى پيامبر خدا! فرمود: «چه مى كند؟». گفتند: مُرد. پيامبر خدا فرمود: «ستايش، خدايى را كه هم پروردگارِ مرگ است و هم پروردگارِ زندگى. هر جانى، چشنده مرگ است. گويى به قُسّ بن ساعده اِيادى مى نگرم كه در بازار عُكاظ بر شتر سرخْ مويش نشسته است و براى مردم، خطبه مى خواند و مى گويد: اى مردم! گِرد آييد و چون گِرد آمديد، خاموش شويد و چون خاموش شديد، گوش دهيد و چون شنيديد، بينديشيد و خوب بگيريد و چون گرفتيد، به خاطر بسپريد و چون به خاطر سپرديد، درست نقل كنيد. هان! هر زنده اى، مى ميرد و هر كس بميرد، از دست مى رود و هر كس از دست برود، ديگر نمى آيد. در آسمان، خبرى و در زمين، عبرت هايى است: سقفى افراشته و گاهواره اى نهاده و ستارگانى متحرّك و شبى در گردش و درياهاى پُر آب و ژرف. قُس، سوگند ياد مى كند كه اين، بازيچه نيست و از پس اين، شگفتى است. چگونه است كه مى بينم مردم مى روند و ديگر باز نمى گردند؟ آيا به جايگاهشان خشنود شدند كه ماندند؟ يا چون رها شدند، خفتند؟ قُس، سوگند ياد مى كند، سوگندى بى دروغ، كه خداوند را دينى است كه بهتر از دين شماست». سپس پيامبر خدا فرمود: «خدا قُس را رحمت كند كه روز قيامت، به تنهايى چون امّتى بر انگيخته مى شود!» و سپس فرمود: «آيا در ميان شما كسى هست كه برخى شعرهاى او را نيك بداند؟». يكى از آنها گفت: شنيدم كه مى گويد: در نسل هاى پيشينِ در گذشته مان براى ما عبرت هايى هست آن گاه كه ديدم راه هاى رفتنى براى مرگ هست كه بى بازگشت اند و قبيله ام را ديدم كه از بزرگ و كوچك، به سوى آن، روان اند و آن كه مى رود، نزد من باز نمى گردد و از جاماندگان نيز كسى بر جاى نمى ماند يقين كردم كه من هم ناچار، ره سپارم به همان جا كه قبيله ام رفته اند. درباره حكمت و معرفت قُسّ بن ساعده اِيادى، چنين رسيده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله از هر كس از قبيله اِياد كه بر او وارد مى شد، درباره حكمت هاى قُس مى پرسيد و به او گوش مى سپرد.