حدیث دربارهتكريم فرشتگان
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس در پى دانش، از خانه اش بيرون نرفت، مگر آن كه فرشتگان از روى خشنودى از كارش، بال هايشان را [زير گام هايش] نهادند. ۳
۱.أسند بعض العلماء إلى أبي يحيى زكريّا بن يحيى الساجي أنّه قال: كنّا نمشي في أزقّة البصرة إلى باب بعض المحدّثين، فأسرعنا في المشي، وكان معنا رجل ماجن فقال: ارفعوا أرجلكم عن أجنحة الملائكة ـ كالمستهزئ ـ فما زال عن مكانه حتّى جفّت رجلاه.
وأسند أيضا إلى أبي داوود السجستانيّ أنّه قال: كان في أصحاب الحديث رجل خليع، إلى أن سمع بحديث النبيّ صلى الله عليه و آله «إنّ المَلائِكَةَ لَتَضَعُ أجنِحَتَها لِطالِبِ العِلمِ» فجعل في رجليه مسمارين من حديد، وقال: اُريد أن أطأ أجنحة الملائكة، فأصابته الآكلة في رجليه.
وذكر أبو عبداللّه محمّد بن إسماعيل التميمي هذه الحكاية ـ في شرح مسلم ـ وقال: فشلّتْ رجلاه وسائر أعضائه (منية المريد: ص 107).
۲.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 82 ح 226 عن صفوان بن عسّال المرادي.
۳.. برخى از عالمان، از ابو يحيى زكريّا بن يحيى ساجى نقل مى كنند كه گفت: ما در كوچه هاى بصره به حضور يكى از محدّثان مى رفتيم و تند راه مى پيموديم. مردى لا اُبالى با ما بود كه به تمسخر به ما گفت: «پاهايتان را از روى بال فرشتگان برداريد». هنوز از جايش تكان نخورده بود كه پاهايش خشك شد.
نيز، از ابو داوود سِجِستانى نقل شده است كه گفت: در ميان اهل حديث، مردى بى شرم بود كه چون اين حديث پيامبر صلى الله عليه و آله را كه: «فرشتگان، بال هاى خود را براى جوياى دانش مى گسترانند» شنيد، دو ميخ آهنين به پاهاى خود بست و گفت: «مى خواهم بال هاى فرشتگان را لگدمال كنم!». پس، خوره به پاهايش افتاد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +2 مورد دیگر