حدیث دربارهنشانه هاى بلوغ عقل
عنه صلى الله عليه و آله:لَم يُعبَدِ اللّهُ عز و جل بِشَيءٍ أفضَلَ مِنَ العَقلِ، ولا يَكونُ المُؤمِنُ عاقِلًاحَتّى يَجتَمِعَ فيهِ عَشرُ خِصالٍ: الخَيرُ مِنهُ مَأمولٌ، وَالشَّرُّ مِنهُ مَأمونٌ، يَستَكثِرُ قَليلَ الخَيرِ مِن غَيرِهِ، ويَستَقِلُّ كَثيرَ الخَيرِ مِن نَفسِهِ، ولا يَسأَمُ مِن طَلَبِ العِلمِ طولَ عُمرِهِ، ولا يَتَبَرَّمُ بِطُلّابِ الحَوائِجِ قِبَلَهُ، الذُّلُّ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ العِزِّ، وَالفَقرُ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ الغِنى، نَصيبُهُ مِنَ الدُّنيَا القوتُ، وَالعاشِرةُ ومَا العاشِرَةُ: لا يَرى أحَدًا إلّا قالَ: هُوَ خَيرٌ مِنّي وأتقى.
إنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ فَرَجُلٌ هُوَ خَيرٌ مِنهُ وأتقى وآخَرُ هُوَ شَرٌّ مِنهُ وأدنى، فَإِذا رَأى مَن هُوَ خَيرٌ مِنهُ وأتقى تَواضَعَ لَهُ لِيَلحَقَ بِهِ، وإذا لَقِيَ الَّذي هُوَ شَرٌّ مِنهُ وأدنى قالَ: عَسى خَيرُ هذا باطِنٌ، وشَرُّهُ ظاهِرٌ، وعَسى أن يُختَمَ لَهُ بِخَيرٍ، فَإِذا فَعَلَ ذلِكَ فَقَد عَلا مَجدُهُ وسادَ أهلَ زَمانِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل با چيزى شايسته تر از خرد، عبادت نشد و مؤمن، خردمند نيست، مگر آن كه ده فضيلت در او جمع شود: خوبى از او اميد برود، و بدى از او انتظار نرود؛ خوبىِ اندكِ ديگران را بسيار بشمرد، و خوبى هاى بسيارِ خود را كم بشمرد؛ در سراسر زندگى اش از دانش طلبى خسته نگردد؛ از رفت و آمد نيازمندان به نزد خويش، دل تنگ نشود؛ خوارى [در راه دفاع از ارزش هاى دينى]نزد او دوست داشتنى تر از عزّت [دنيوى]باشد؛ فقر را بهتر از ثروتمندى دوست بدارد؛ بهره او از دنيا قوت (نيازمندى هاى ضرورى زندگى) باشد.
و امّا دهم ـ و چيست دهم؟! ـ: كسى را نبيند، جز آن كه بگويد: او از من بهتر و پارساتر است.
همانا مردمان، دو دسته اند: دسته اى كه از مؤمن، بهتر و پارساترند و دسته اى ديگر، كه بدتر از او و پايين تر از وى اند. پس هنگامى كه مؤمن، بهتر و پارساتر از خود را ببيند، در برابر او فروتنى مى كند تا به او برسد، و هنگامى كه بدتر و پايين تر از خود را ببيند، مى گويد: شايد خوبى اش پنهان است و بدى اش آشكار، و شايد پايان كارش به خير ختم شود. هر گاه چنين كند، عظمتش افزايش مى يابد و بر مردم زمانش سَرورى مى كند.
۱.الخصال: ص 433 ح 17 عن سليمان بن خالد عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 108 ح 4.