حدیث دربارهاهتمام فرمانده به آموزش نظامى

تاريخ دمشق عن ابن عبّاس:عُقِمَ النساءُ أن يَأتينَ بِمِثلِ أميرِالمُؤمنينَ عَليِّ بنِ أبي طالبٍ، وَاللّهِ مارَأيتُ وَلا سَمِعتُ رَئيساً يوزَنُ بِه، لَرَأيتُهُ يَومَ صِفِّينَ وَعَلى رَأسِه عِمامَةٌ قَد أرخى طَرَفَيها، كَأنَّ عَينَيهِ سِراجا سَليطٍ، وَهُوَ يَقِفُ عَلى شِرذِمَةٍ يَحُضُّهم، حَتَّى انتَهى إلَيَّ وأنا في كَنَفٍ مِن النَّاسِ فَقالَ: مَعاشِرَ المُسلِمينَ استَشعِروا الخَشيَةَ، وَغُضُّوا الأصواتَ، وَتَجَلبَبوا السَّكينَةَ، وَأعمِلوا الأسِنَّةَ، وَأقلِقوا السُّيوفَ قَبلَ السّلَّة، وأطعَنوا الشَّزرَ ۱، وَنافِحوا بِالظُّبا، وَصِلوا السُّيوفَ بِالخُطا، وَالنِّبالَ بِالرِّماحِ؛ فَإنَّكم بِعَينِ اللّهِ وَمَعَ ابنِ عَمِّ نَبِيِّه صلى الله عليه و آله. عاوِدوا الكَرَّ، وَاستَحيوا مِن الفَرِّ؛ فَإنَّه عارٌ باقٍ في الأعقابِ وَالأعناقِ، وَنارٌ يَومَ الحِسابِ. وَطيبوا عَن أنفُسِكُم أنفُساً، وَامشوا إلَى المَوتِ مَشيا سُجُجا ۲. وَعَلَيكُم بِهذا السَّوادِ الأعظَمِ، وَالرِّواقِ المُطَنَّبِ. ۳، فَاضرِبوا ثَبَجَهُ؛ فَإنَّ الشَّيطانَ راكِبٌ صَعبَهُ، وَمُفرِشٌ ذِراعَيه، قَد قَدَّمَ لِلوَثبَةِ يَداً، وأخَّرَ لِلنُّكوصِ رِجلاً، فصَمداً صَمداً حَتّى يَتَجلّى لَكُم عَمودُ الدّينِ: «وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَن يَتِرَكُمْ أَعْمَــلَكُمْ» ۴. ۵۶
تاريخ دمشق:ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: زنان عقيم شدند از اينكه مانند اميرمؤمنان، على بن ابى طالب بزايند. به خدا سوگند، نديدم و نشنيدم كه رئيسى با وى مقايسه شود. او را به هنگام نبرد صِفّين ديدم كه عمامه اى بر سرداشت كه دو طرفش را رها كرده بود. دو چشمانش گويا به سان دو چراغِ درشت بودند. او بر گروهى اندكْ ايستاده بود و آنان را به نبرد وا مى داشت تا به من كه در لابه لاى مردم بودم، رسيد. سپس فرمود: «اى گروه مسلمانان! خوف [از خدا] را احساس كنيد، صداها را پايين آوريد، آرامش را بر تَن كنيد، نيزه ها را به كار گيريد (آشكار سازيد) و پيش از كشيدن شمشير، آن را به حركت آوريد و از چپ و راست، شمشير زنيد و با تيزى اش ضربه زنيد، و شمشيرها را به كامها و تيرها را به نيزه ها نزديك سازيد. به درستى كه در ديد خداوند قرار گرفته ايد و همراه پسرعموى پيامبر اوييد. با يورش و حمله خو گيريد و از فرار، شرم كنيد؛ چرا كه آن، ننگى است كه در نسلها و گروهها باقى مى ماند، و آتشى است در روز رستاخيز. خود را خرّم و شاد داريد و با آسانى و سبُك جانى به سوى مرگ، گام برداريد. لشكر انبوهِ [دشمن] و خيمه هاى طناب افكنده را هدف قرار دهيد و قلب آن را نشانه بگيريد؛ چرا كه شيطان، شتر سركش را سوار شده و بازوانش را گسترانيده است؛ دستى را براى حمله، پيش دارد و پايى را براى فرار، به عقب گذارد. پس استوار باشيد و پايدار، تا پايه هاى دين بر شما آشكار گردد، كه شما برتريد و خدا با شماست و از پاداش كردارتان نخواهد كاست ».
۱.اين واژه در متن مورد استناد ما به گونه اى ديگرند و ما نقل صحيح تر آنها را از نهج البلاغه آورديم.
۲.اين واژه ها در متن مورد استناد ما به گونه اى ديگرند و ما نقل صحيح تر آنها را از نهج البلاغه آورديم.
۳.اين واژه ها در متن مورد استناد ما به گونه اى ديگرند و ما نقل صحيح تر آنها را از نهج البلاغه آورديم.
۴.محمّد: 35.
۵.تاريخ دمشق: 42 / 460.
۶.اين واژه ها در متن مورد استناد ما به گونه اى ديگرند و ما نقل صحيح تر آنها را از نهج البلاغه آورديم.

احادیث دیگر این موضوع

۱