حدیث دربارهحقوق متقابل فرمانده و بسيجى
عنه عليه السلام ـ في كتابه إلى اُمرائهِ عَلى الجَيشِ ـ:مِن عَبدِ اللّهِ عَلِيِّ ابنِ أبي طالِبٍ أميرِ المؤمنينَ إلى أَصحابِ المَسالِحِ:
أمَّا بَعدُ، فَإنَّ حَقّا عَلَى الوالي ألاَّ يُغَيِّرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضلٌ نالَهُ، وَلا طَولٌ خُصَّ بِهِ. وَأن يَزِيدَهُ ما قَسَمَ اللّهُ لَهُ مِن نِعَمِهِ دُنُوّاً مِن عِبادِهِ، وَعَطفاً عَلَى إِخوانِهِ.
ألا وَإنَّ لَكُم عِندِي ألاَّ أَحتَجِزَ دُونَكُم سِرّا إلاّ في حَربٍ، وَلا أطوِيَ دونَكُم أمراً إلاّ في حُكمٍ، وَلا اُؤَخِّرَ لَكُم حَقّاً عَن
مَحَلِّهِ، وَلا أقِفَ بِهِ دونَ مَقطَعِهِ، وَأنْ تَكونوا عِندِي في الحَقِّ سَواءً، فَإذَا فَعَلتُ ذلِكَ وَجَبَت للّهِِ عَلَيكُمُ النِّعمَةُ، وَلِي عَلَيكُمُ الطَّاعَةُ، وَألاَّ تَنكُصوا عَن دَعوَةٍ، وَلا تُفَرِّطوا في صَلاحٍ، وَأَن تَخوضوا الغَمَراتِ إلى الحَقِّ، فَإن أنتُم لَم تَستَقِيموا لي عَلَى ذلِكَ لَم يَكُن أَحَدٌ أَهوَنَ عَلَيَّ مِمَّن اعوَجَّ مِنكُم، ثُمَّ اُعظِمُ لَهُ العُقُوبَةَ، وَلايَجِدُ عِندِي فِيها رُخصَةً، فَخُذوا هذَا مِن اُمَرائِكُم، وَأعْطوهُم مِن أَنفُسِكُم مَا يُصلِحُ اللّهُ بهِ أَمرَكُم. ۱
امام على عليه السلام ـ در نامه به فرماندهان سپاهش ـ:از بنده خدا على اميرمؤمنان به مرزبانان. امّا بعد؛ بر زمامدار است كه اگر به زيادتى [از اموال]رسيد يا به نعمتى مخصوص گشت، رفتارش را با زيردستان خود، تغيير ندهد؛ و بر اوست كه با نعمتهايى كه خداوند نصيب او فرموده است، به بندگان خدا بيشتر نزديك شود و نسبت به برادران خود، بيشتر مهرورزى كند.
بدانيد كه حقّ شما بر من اين است كه چيزى را از شما پوشيده ندارم، مگر رازِ جنگ را، و كارى را بى رايزنى با شما انجام ندهم، مگر در امر حكومت، و در رسانيدن حقّ شما به شما كوتاهى نكنم و تا آن حق به شما نرسد، از كوشش باز نايستم، و اينكه شما در نظر من يكسان باشيد؛ و اگر چنين كردم، بر خداوند واجب شود
كه بر شما نعمت فرستد و بر شما واجب شود كه از من اطاعت كنيد.
و هرگاه شما را فرا خوانم، درنگ نكنيد و در اجراى كارِ درست، كوتاهى مكنيد و در راه حق، در گرداب سختيها فرو رويد. اگر چنين پايدار نباشيد، كسى نزد من خوارتر از كجْ رفتار شما نخواهد بود؛ و كيفر او را سخت گردانم و او از كيفر من رهايى نخواهد يافت.
اينك، از فرماندهان خود اين دستورها را بگيريد و فرمان آنان را ـ چندان كه خدا كارتان را بدان سازوار مى دارد ـ بپذيريد!
۱.نهج البلاغة: الكتاب 50.