حدیث دربارهسرْبار ديگران بودن
مكارم الأخلاق:رُوِيَ عنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَّهُ أمَرَ أصحابَهُ بِذَبحِ شاةٍ في سَفَرٍ، فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ: عَلَيَّ ذَبحُها، وَقالَ الآخَرُ: عَلَيَّ سَلخُها، وَقالَ الآخَرُ: عَلَيَّ قَطعُها، وَقالَ الآخَرُ: عَلَيَّ طَبخُها، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أنا ألقُطُ لَكُمُ الحَطَبَ!
فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، لا تَتعَبَنَّ بِآبائنا واُمَّهاتِنا أنتَ! نَحنُ نَكفِيكَ. قالَ صلى الله عليه و آله: عَرَفتُ أنَّكُم تَكفوني، وَلكِنَّ اللّهَ عز و جليَكرَهُ مِن عَبدِهِ إذا كانَ مَعَ أصحابِهِ أن يَنفَرِدَ مِن بَينِهِم، فقامَ صلى الله عليه و آلهيَلقُطُ الحَطَبَ لَهُم. ۱
مكارم الأخلاق:نقل شده كه پيامبر خدا در سفرى به ياران خود دستور داد گوسفندى ذبح كنند. يكى از آنها گفت: من ذبح مى كنم. ديگرى گفت: من پوست مى كَنم. سومى گفت: من گوشتش را خُرد مى كنم. چهارمى گفت: من آن را مى پزم.
پيامبر خدا فرمود: «من هم براى شما هيزم جمع مى كنم».
يارانش گفتند: نبايد به زحمت بيفتى، پدران و مادرانمان فدايت! مابه جاى شما كار مى كنيم.
پيامبر خدا فرمود: «مى دانم كه شما به جاى من كار مى كنيد، امّا خداوند عز و جل خوش ندارد كه بنده اش با عدّه اى از دوستان و همسفران خود باشد و گوشه اى بنشيند و كار نكند». پس، آن حضرت برخاست و شروع به جمع آورى هيزم كرد.
۱.مكارم الأخلاق: 1 / 536 / 1867.