حدیث دربارهكمك نخواستن از دشمن

السنن الكبرى عن خبيب بن عبدالرحمن عن أبيه عن جدّه:خَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهفي بَعضِ غَزَواتِه فَأتَيتُهُ أنا وَرَجُلٌ قَبلَ أن نُسلِمَ فَقُلنا: إنّا نَستَحيِي أن يَشهَدَ قَومُنا مَشهَداً فَلا نَشهدُهُ. قالَ: أسلَمتُما؟ قُلنا: لا، قالَ: فَإنّا لانَستَعينُ بِالمُشرِكينَ عَلَى المُشرِكينَ. ۱
السنن الكبرى ـ به نقل از خبيب بن عبدالرحمان، از جدّش ـ:پيامبر خدا به يكى از جنگهايش مى رفت كه من و مرد ديگرى كه هنوز مسلمان نشده بوديم، به حضورش رسيديم و گفتيم: ما حيا مى كنيم كه قوممان به سوى جنگى برود و ما حضور نيابيم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آيا اسلام آورده ايد؟». گفتيم: نه. فرمود: «ما براى پيكار با مشركان، از مشركان كمك نمى گيريم».
۱.السنن الكبرى: 9 / 64 / 17879.

احادیث دیگر این موضوع

۱