نخستين حكمتى كه از لقمان آشكار شد
2 حدیث
بحار الأنوار:أوَّلُ ما ظَهَرَ مِن حِكَمِ لُقمانَ أنَّ تاجِراً سَكِرَ وخاطَرَ نَديمَهُ أن يَشرَبَ ماءَ البَحرِ كُلَّهُ وإلاّ سَلَّمَ إلَيهِ مالَهُ وأهلَهُ، فَلَمّا أصبَحَ وصَحا نَدِمَ وجَعَلَ صاحِبُهُ يُطالِبُهُ بِذلِكَ.
فَقالَ لُقمانُ: أنَا اُخَلِّصُكَ بِشَرطِ أن لا تَعودَ إلى مِثلِهِ. قُل: أ أَشرَبُ الماءَ الَّذي كان فيهِ وَقتَئِذٍ فَأتِني بِهِ، أو أشرَبُ ماءَهُ الآنَ فَسُدَّ أفواهَهُ لِأَشرَبَهُ، أو أشرَبُ الماءَ الَّذي يَأتي بِهِ فَاصبِر حَتّى يَأتِيَ، فَأَمسَكَ صاحِبُهُ عَنهُ. ۱
بحار الأنوار:نخستين حكمتى كه از لقمان آشكار شد، اين بود كه: تاجرى مست شد و با هم پياله اش شرط بست كه همه آب درياچه را بنوشد و گرنه، خود و عيالش تسليم او شوند. وقتى صبح شد و به هوش آمد، [از اين شرط بندى] پشيمان شد. رفيقش از او مى خواست كه به شرط عمل كند.
لقمان گفت: «من تو را [از اين مخمصه] خلاص مى كنم؛ به شرط اين كه ديگر چنين كارى نكنى. [به طلبكار] بگو: آيا آبى را كه شرط كرديم، بنوشم؟ پس آن را بياور [تا بنوشم]. يا آبى را كه الان در درياچه است، بنوشم؟ پس دهانه هايش را ببند تا آن را بنوشم. يا آبى را كه بعدا خواهد آمد، بنوشم؟ پس صبر كن تا بيايد!».
[با اين استدلال]، رفيقش از او دست بر داشت.
۱.بحار الأنوار: ج 13 ص 433 ح 26 نقلاً عن بيان التنزيل لابن شهر آشوب.
الدر المنثور عن عكرمة:سَكِرَ مَولاهُ فَخاطَرَ قَوماً عَلى أن يَشرَبَ ماءَ بُحَيرَةَ، فَلَمّا أفاقَ عَرَفَ ما وَقَعَ مِنهُ، فَدَعا لُقمانَ فَقالَ: لِمِثلِ هذا كُنتُ أخبَؤُكَ.
فَقالَ: اِجمَعهُم، فَلَمَّا اجتَمَعوا قالَ: عَلى أيِّ شَيءٍ خاطَرتُموهُ؟ قالوا: عَلى أن يَشرَبَ ماءَ هذِهِ البُحَيرَةِ. قالَ: فَإِنَّ لَها مَوادَّ، فَاحبِسوا مَوادَّها عَنها. قالوا: كَيفَ نَستَطيعُ أن نَحبِسَ مَوادَّها؟ قالَ: وكَيفَ يَستَطيعُ أن يَشرَبَها ولَها مَوادُّ! ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از عِكرِمه ـ: مولاى لقمان، مست شد و با گروهى شرط بست كه آب درياچه اى را بنوشد. وقتى به هوش آمد، فهميد كه چه شرطى [مُحال] بسته است. لقمان را خواست و به او گفت: تو را براى چنين مشكلاتى پنهان داشته ام [، پس چاره اى بينديش].
لقمان گفت: «آنها را جمع كن».
وقتى گرد آمدند، به آنان گفت: «بر سرِ چه چيز با او شرط بستيد؟».
گفتند: بر سرِ اين كه آب درياچه را بنوشد.
لقمان گفت: «اين درياچه مواد و اجسامى دارد. آنها را جدا سازيد».
گفتند: چگونه مى توانيم اجسام آن را جدا كنيم؟
لقمان گفت: «پس چگونه مى تواند آب را با آن اجسام بنوشد؟!».
۱.الدر المنثور: ج 6 ص 510.