حدیث دربارهترس و اميد
الزهد لابن حنبل عن عَوف بن عبد اللّه:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: اُرجُ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ رَجاءً لا تَأمَنُ فيهِ مَكرَهُ، وخَفِ اللّهَ مَخافَةً لا تَيأَسُ فيها مِن رَحمَتِهِ.
قالَ: يا أبَتاه، وكَيفَ أستَطيعُ ذلِكَ وإنَّما لي قَلبٌ واحِدٌ؟
قالَ: يا بُنَيَّ، إنَّ المُؤمِنَ لَذو قَلبٍ يَرجو بِهِ وقَلبٍ يَخافُ بِهِ. ۱
الزهد، ابن حنبلـ به نقل از عوف بن عبد اللّه ـ: لقمان به پسرش گفت: «به خداوند عز و جل چنان اميدوار باش كه از مكرش ايمن نباشى، و از او چنان بترس كه از رحمتش نااميد نگردى».
پسر گفت: اى پدرم! چگونه مى توانم اين گونه باشم، در حالى كه تنها يك قلب دارم؟
لقمان گفت: «اى پسرم! مؤمن، قلبى دارد كه با آن، اميد مى ورزد و قلبى هم دارد كه با آن، مى ترسد».
۱.الزهد لابن حنبل: ص 132، الدرّ المنثور: ج 6 ص 513.