حدیث دربارهلباسِ خوارى

المعجم الكبير عن ابن أبي ليلى:قالَ حُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام حينَ أحَسَّ بِالقَتلِ: اِيتوني ثَوبا لا يَرغَبُ فيهِ أحَدٌ أجعَلهُ تَحتَ ثِيابي لا اُجَرَّدُ. فَقيلَ لَهُ: تُبّانٌ. فَقالَ: لا، ذلِكَ لِباسُ مَن ضُرِبَت عَلَيهِ الذِّلَّةُ. ۱
المعجم الكبيرـ به نقل از ابن ابى ليلى ـ: هنگامى كه حسين بن على عليه السلام احساس كرد شهيد مى شود، فرمود: «لباسى كه كسى به آن رغبت نكند، برايم بياوريد كه زير پوششم بگذارم تا مرا بى لباس نكنند». به ايشان گفته شد: شلوارك. فرمود: «نه. اين، لباس كسى است كه مُهر خوارى بر او زده اند». پس لباسى گرفت و آن را پاره كرد و زير لباسش قرار داد؛ امّا چون به شهادت رسيد، او را بى لباس كردند.
۱.المعجم الكبير: ج 3 ص 117 ح 2850، تاريخ دمشق: ج 14 ص 221، كفاية الطالب: ص 434، بغية الطلب: ج 6 ص 2617؛ الملهوف: ص 174 نحوه، بحار الأنوار: ج 45 ص 54.

احادیث دیگر این موضوع

۱
تاريخ الطبرىـ به نقل از حميد بن مسلم ـ: چون حسين عليه السلام با سه يا چهار نفر تنها ماند، شلوار يمانى محكمش را ـ كه چشم را خيره مى كرد ـ خواست تا زير لباسش بپوشد و آن را پاره پاره و رشته رشته كرد تا پس از شهادتش به غارت نبرند. يكى از ياران او گفت: كاش زير آن، شلوارك مى پوشيدى! فرمود: «آن، لباسِ خوارى است و براى من، شايسته نيست كه آن را بپوشم» امام عليه السلام با اشاره به آيه 61 از سوره بقره، اين لباس را از آنِ يهود دانسته و سبب خوددارى خود را از پوشيدن اين لباس، توضيح داده است. خداوند، يهوديان را در اين آيه محكوم به خوارى كرده است. همچنين، در آيه 29 از سوره توبه، آنان را در جامعه اسلامى در جايى فروتر نشانده است. به عبارت ديگر، «تبّان» يا همان «تنبان» فارسى، نه به دليل اين كه لباس قوم خاصّى است، بلكه به دليل لباس اهل ذمّه بودن (كه جامه ويژه يهوديان آن روز در سرزمين هاى عربى بود)، مناسب فرزند پيامبر خدا نبود.. امّا هنگامى كه به شهادت رسيد، بحر بن كعب، آن را از [تن] ايشان در آورد و ايشان را بى لباس، رها كرد.