آزاد كردن كنيز در برابر يك دسته گل
1 حدیث
نثر الدرّ عن أنس:كُنتُ عِندَ الحُسَينِ عليه السلام، فَدَخَلَت عَلَيهِ جارِيَةٌ بِيَدِها طاقَةُ رَيحانٍ فَحَيَّتهُ بِها، فَقالَ لَها: أنتِ حُرَّةٌ لِوَجهِ اللّهِ تَعالى.
فَقُلتُ: تُحَيّيكَ بِطاقَةِ رَيحانٍ لا خَطَرَ لَها فَتُعتِقُها؟!
قالَ: كَذا أدَّبَنَا اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ، قالَ: «وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَآ أَوْ رُدُّوهَآ» ۱، فَكانَ أحسَنَ مِنها عِتقُها. ۲
نثرالدرّـ به نقل از اَنَس ـ: نزد امام حسين عليه السلام بودم كه كنيزى با دسته گلى در دست، وارد شد و امام عليه السلام را با آن، تحيّت (سلام و درود) گفت. امام عليه السلام هم فرمود: «به خاطر خداى متعال، آزادى».
من گفتم: با يك دسته گلْ تحيّت دادن، اين قدر نمى ارزد كه بدان، آزادش كنى!
فرمود: «خداى بزرگ بِشْكوه، ما را چنين پرورده است. فرموده است: «و چون به شما تحيّت گفته شد، به بهتر از آن، يا به مانند آن، پاسخ دهيد» ، و بهتر از آن [تحيّت او]، آزاد كردنش بود».