برائت از مشركان

2 حدیث
العَيّاشِيّ:حَريزٌ عَن أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام قالَ: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ أبا بَكرٍ مَعَ «بَراءَةٌ» إلَى المَوسِمِ لِيَقرَأَها عَلَى النّاسِ، فَنَزَلَ جَبرَئيلُ فَقالَ: لا يُبَلِّغُ عَنكَ إلاّ عَلِيٌّ، فَدَعا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلِيًّا، فَأَمَرَهُ أن يَركَبَ ناقَةَ العَضباءِ، وأمَرَهُ أن يَلحَقَ أبا بَكرٍ فَيَأخُذَ مِنهُ «بَراءَةٌ» ويَقرَأَهُ عَلَى النّاسِ بِمَكَّةَ. فَقالَ أبو بَكرٍ: أسَخطَةٌ؟ فَقالَ: لا، إلاّ أنَّهُ اُنزِلَ عَلَيهِ: لا يُبَلِّغُ إلاّ رَجُلٌ مِنكَ. فَلَمّا قَدِمَ عَلى مَكَّةَ ـ وكانَ يَومُ النَّحرِ بَعدَ الظُّهرِ، وهُوَ يَومُ الحَجِّ الأَكبَرِ ـ قامَ، ثُمَّ قالَ: إنّي رَسولُ رَسولِ اللّهِ إلَيكُم. فَقَرَأَها عَلَيهِم:

عيّاشى:حريز از امام صادق عليه السلام نقل مى كند: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ابوبكر را همراه (آيات) «برائت» به موسم (حج) فرستاد تا آن را بر مردم بخواند. جبرئيل نازل شد و گفت: از سوى تو، جز على آن را نرساند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله على را فراخواند و به او دستور داد تا بر شتر عضباء سوار شود و به او دستور دادكه خودرا به ابوبكررسانده، برائت را ازاوبگيرد و در مكه بر مردم بخواند. ابوبكر گفت: آيا (پيامبر بر من) خشم گرفته است؟ (يا: آيا از روى خشم است؟)گفت: نه، الاّ اينكه بر اونازل شده: جز مردى از تو آن را نمى رساند! چون (على) به مكّه آمد (بعد از ظهر روز قربان، روز حجّ اكبر بود) ايستاد، سپس گفت: من فرستاده پيامبر خدا به سوى شمايم، پس آيات برائت را بر آنان خواند: «بيزارى است از سوى خدا و

۱.تفسير العيّاشيّ: 2 / 73 / 4 و 5 ونحوه ح 7 و 8، وراجع البحار: 21 / 274 / 9.
مسند ابن حنبل عن زَيد بن يثيع عن أبي بَكر:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله بَعَثَهُ بِبَراءَةٍ لِأَهلِ مَكَّةَ: لا يَحُجُّ بَعدَ العامِ مُشرِكٌ، ولا يَطوفُ بِالبَيتِ عُريانٌ، ولا يَدخُلُ الجَنَّةَ إلاّ نَفسٌ مُسلِمَةٌ، مَن كانَ بَينَهُ وبَينَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُدَّةٌ فَأَجَلُهُ إلى مُدَّتِهِ، وَاللّهُ بَريءٌ مِنَ المُشرِكينَ ورَسولُهُ. قالَ: فَسارَ بِها ثَلاثا، ثُمَّ قالَ لِعَلِيٍّ رضى الله عنه: اِلحَقهُ فَرُدَّ عَلَيَّ أبا بَكرٍ وَبلِّغها أنتَ. قالَ: فَفَعَلَ، قالَ: فَلَمّا قَدِمَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهأبو بَكرٍ بَكى، قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، حَدَثَ فِيَّ شَيءٌ؟! قالَ: ما حَدَثَ فيكَ إلاّ خَيرٌ، ولكِن اُمِرتُ أن لا يُبَلِّغَهُ إلاّ أنَا أو رَجُلٌ مِنّي ۱.

مسند ابن حنبلـ به نقل از زيد بن يثيع درباره ابو بكر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله او را با [آيه هاى]برائت به سوى مردم مكّه فرستاد: اين كه هيچ مشركى پس از اين سال به حج نيايد؛ برهنه اى به دور كعبه نچرخد؛ جز انسان مسلمان به بهشت وارد نمى شود؛ هر كسى با پيامبر خدا پيمانى دارد، فقط تا پايان مدّتش مهلت دارد؛ و خداوند و پيامبرش از مشركان بيزارند. پس از سه روز از حركت ابو بكر، پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: «به او برس و ابو بكر را به سوى من بازگردان و خود، آيه ها را ابلاغ كن». پس على عليه السلام همان كرد و چون ابو بكر بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد، گريست و گفت: اى پيامبر خدا! درباره من چيزى رخ داده است؟ فرمود: «جز نيكى درباره تو رخ نداده است؛ ولى فرمان يافتم كه آن

۱.مسند ابن حنبل: 1 / 18 / 4، تاريخ دمشق: 42 / 347 / 8928.