حدیث دربارهحكمت سنگ زدن

ابنُ عَبّاس:جاءَ جَبرَئيلُ عليه السلام إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَذَهَبَ بِهِ لِيُرِيَهُ المَناسِكَ، فَانفَرَجَ لَهُ ثَبيرٌ، فَدَخَلَ مِنى فَأَراهُ الجِمارَ، ثُمَّ أراهُ عَرَفاتٍ، فَنَبَغَ الشَّيطانُ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله عِندَ الجَمرَةِ، فَرَماهُ بِسَبعِ حَصَياتٍ حَتّى ساخَ. ثُمَّ نَبَغَ لَهُ فِي الجَمرَةِ الثّانِيَةِ، فَرَماهُ بِسَبعِ حَصَياتٍ حَتّى ساخَ. ثُمَّ نَبَغَ لَهُ في جَمرَةِ العَقَبَةِ، فَرَماهُ بِسَبعِ حَصَياتٍ حَتّى ساخَ ۱.
ابن عبّاس:جبرئيل عليه السلام نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و او را برد تا عبادتگاهها را نشانش دهد. كوه ثبير شكافته شد ووارد منى گشت وجمره ها را نشانش داد، سپس مشعر و آنگاه عرفات را. شيطان كنار جمره بر پيامبر نمايان شد. حضرت با هفت سنگ او را راند، تا اينكه پنهان شد و از كنار جمره دوّم سر بر آورد. پيامبر صلى الله عليه و آله با هفت سنگ او را زد، تا اينكه ناپديد شد، سپس در آخرين جمره آشكار شد. هفت سنگ بر اوزد، تا اينكه پنهان گشت.
۱.المستدرك على الصحيحين: 1 / 650 / 1754، السنن الكبرى: 5 / 250 / 9693.

احادیث دیگر این موضوع

۲