حدیث دربارهپاداش وقوف در مزدلفه

أبو حَمزَةَ الثُّمالِيّ:قالَ رَجُلٌ لِعَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليهماالسلام: تَرَكتَ الجِهادَ وخُشونَتَهُ، ولَزِمتَ الحَجَّ ولينَهُ!، وكانَ مُتَّكِئًا فَجَلَسَ، وقالَ: وَيحَكَ! أما بَلَغَكَ ما قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في حَجَّةِ الوَداعِ؟! إنَّهُ لَمّا وَقَفَ بِعَرَفَةَ، وهَمَّتِ الشَّمسُ أن تَغيبَ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا بِلالُ، قُل لِلنّاسِ فَليَنصِتوا. فَلَمّا نَصَتوا قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنَّ رَبَّكُم تَطَوَّلَ عَلَيكُم في هذَا اليَومِ فَغَفَرَ لِمُحسِنِكُم وشَفَّعَ مُحسِنَكُم في مُسيئِكُم، فَأَفيضوا مَغفورًا لَكُم. وزادَ غَيرُ الثُّمالِيِّ أنَّهُ قالَ: إلاّ أهلَ التَّبِعاتِ ـ فَإِنَّ اللّهَ عَدلٌ يَأخُذُ لِلضَّعيفِ مِنَ القَوِيِّ ـ فَلَمّا كانَت لَيلَةُ جَمعٍ لَم يَزَل يُناجي رَبَّهُ ويَسأَلُهُ لِأَهلِ التَّبِعاتِ، فَلَمّا وَقَفَ بِجَمعٍ قالَ لِبِلالٍ: قُل لِلنّاسِ فَليَنصِتوا. فَلَمّا نَصَتوا قالَ: إنَّ رَبَّكُم تَطَوَّلَ عَلَيكُم في هذَا اليَومِ، فَغَفَرَ لِمُحسِنِكُم وشَفَّعَ مُحسِنَكُم في مُسيئِكُم، فَأَفيضوا مَغفورًا لَكُم. وضَمِنَ لِأَهلِ التَّبِعاتِ مِن عِندِهِ الرِّضا. ۱
ابو حمزه ثمالى:مردى به امام سجّاد عليه السلام گفت: جهاد و سختى آن را رها كرده به حج و راحتى آن پرداخته اى. امام كه تكيه داده بود، نشست و فرمود: واى بر تو! آيا سخن پيامبر صلى الله عليه و آله در حجة الوداع به گوشت نرسيده، كه وقتى در عرفات وقوف كرد، در آستانه غروب آفتاب، فرمود: اى بلال! مردم را بگو كه گوش فرا دهند. چون بگوش ايستادند، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: امروز خدايتان بر شما نعمت ارزانى داشت و نيكوكار شما را بخشود و شفاعت نيكوكارتان را درباره بدكارتان پذيرفت، كوچ كنيد كه آمرزيده شده ايد. در حديث غير ابوحمزه اضافه دارد كه پيامبر فرمود: مگر بدهكاران ـ كه خداوند، عادل است، حق ضعيف را از قوى مى گيرد ـ و چون شب مشعر شد، پيوسته با پروردگارش مناجات مى كرد و براى بدهكاران مسألت مى نمود. چون در مشعر وقوف كرد، به بلال فرمود: به مردم بگو گوش فرا دهند. چون گوش دادند، فرمود: پروردگارتان امروز بر شما نعمت داد، نيكوكارتان را بخشود و شفاعت نيكوكارتان را درباره بدكارتان پذيرفت، كوچ كنيد كه آمرزيده ايد، و از پيش خود براى بدهكاران، رضايت را تضمين كرد.
۱.الكافي: 4 / 257 / 24.

احادیث دیگر این موضوع

۲