حدیث دربارهاستحباب استلام
جابِرُ بنُ عَبدِاللّه:دَخَلنا مَكَّةَ عِندَ ارتِفاعِ الضُّحى، فَأَتَى النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهبابَ المَسجِدِ، فَأَناخَ راحِلَتَهُ، ثُمَّ دَخَلَ المَسجِدَ فَبَدَأَ بِالحَجَرِ، فَاستَلَمَهُ وفاضَت عَيناهُ بِالبُكاءِ، ثُمَّ رَمَلَ ثَلاثًا ومَشى أربَعًا حَتّى فَرَغَ، فَلَمّا فَرَغَ قَبَّلَ الحَجَرَ ووَضَعَ يَدَيهِ عَلَيهِ ومَسَحَ بِهِما وَجهَهُ ۱.
جابر بن عبداللّه:روز برآمده بود، كه وارد مكه شديم. پيامبر صلى الله عليه و آله كنار درِ مسجد آمد، شترش را خواباند، سپس وارد مسجد شد. از حجرالأسود آغاز كرد و دست بر آن كشيد و چشمانش پر اشك شد. سپس سه دور هروله كنان و چهار دور معمولى طواف كرد تا فارغ شد. پس از فراغت، حجرالأسود رابوسيد، دستانش را بر آن نهاد وآن ها را به چهره اش كشيد.
۱.المستدرك على الصحيحين: 1 / 625 / 1671، السنن الكبرى: 5 / 120 / 9221.