حدیث دربارهكعبه در جاهليّت

يَحيَى بنُ شِبلٍ عَن أبي جَعفَرٍ: كانَ بابُ الكَعبَةِ عَلى عَهدِ إبراهيمَ وجُرهُمٍ بِالأَرضِ حَتّى بَنَتها قُرَيشٌ، قالَ أبو حُذَيفَةَ بنُ المُغيرَةِ: يا مَعشَرَ قُرَيشٍ اِرفَعوا بابَ الكَعبَةِ حَتّى لا يُدخَلَ عَلَيكُم إلاّ بِسُلَّمٍ فَإِنَّهُ لا يَدخُلُ عَلَيكُم إلاّ مَن أرَدتُم، فَإِن جاءَ أحَدٌ مِمَّن تَكرَهونَ رَمَيتُم بِهِ فَيَسقُطُ فَكانَ نَكالاً لِمَن رَآهُ فَفَعَلَت قُرَيشٌ ذلِكَ ورَدَمُوا الرَّدمَ الأَعلى وصَرَفُوا السَّيلَ عَنِ الكَعبَةِ وكَسَوهَا الوَصائِلَ ۱.
يحيى بن شبل از امام باقر عليه السلام روايت مى كند:در زمان حضرت ابراهيم و قبيله جُرهُم، درِ كعبه چسبيده به زمين بود، تا آن كه قريش آن را بنا كردند. ابو حذيفة بن مغيره گفت: اى جماعت قريش! درِ كعبه را بالا ببريد، تا جز با پلّكان كسى نتواند بالا رود و جز كسى كه شما مى خواهيد وارد آن نشود. پس اگر كسى كه شما نمى خواهيد سراغ آن آيد، پلّكان را مى كشيد و مى افتد، اين عبرت براى بيننده مى شود. قريش چنان كردند و رديف بالاى ديوار را خراب كردند، سيل را از كعبه بازگرداندند و كعبه را با پارچه هاى نقش دار يمانى، پوشاندند.
۱.أخبار مكّة للأزرقيّ: 1 / 171.

احادیث دیگر این موضوع

۵