حدیث دربارهآزادى

الإمام عليّ عليه السلام:فَبَعَثَ اللّهُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله بِالحَقِّ؛ لِيُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَةِ الأوثانِ إلى عِبادَتِهِ، ومِن طاعَةِ الشَّيطانِ إلى طاعَتِهِ، بِقُرآنٍ قَد بَيَّنَهُ وأحكَمَهُ، لِيَعلَمَ العِبادُ رَبَّهُم إذ جَهِلوهُ، وَليُقِرُّوا بِهِ بَعدَ إذ جَحَدوهُ، وَليُثبِتوهُ بَعدَ إذ أنكَروهُ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، محمّد صلى الله عليه و آله را به حق بر انگيخت تا بندگانش را از عبادت بت ها، به سوى عبادت خود بيرون كشانَد و از طاعت شيطان، به طاعت خويش در آورَدْ؛ با قرآنى كه آن را آشكار نمود و استوار ساخت تا بندگان، در آن هنگام كه پروردگارشان را نمى شناختند، بشناسندش و به وجود او كه انكارش مى كردند، اعتراف كنند و هستىِ او را كه باور نمى كردند، اثبات نمايند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 147، بحار الأنوار: ج 18 ص 221 ح 55.
کلیدواژه‌ها حکمت پیامبریآزادی

احادیث دیگر این موضوع

۷
الطبقات الكبرى:هنگامى كه قريش مشاهده كردند اسلام جاى خود را باز كرده و مسلمانان پيرامون كعبه مى نشينند، گيج و درمانده شدند و از اين رو، نزد ابو طالب رفتند. گفتند: بفرست محمّد بيايد تا به او پيشنهاد منصفانه اى بدهيم. ابوطالب در پىِ پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد و او آمد. ابوطالب گفت: اى برادر زاده من! اينها عموهاى تو و بزرگان قومت هستند و مى خواهند به تو پيشنهاد منصفانه اى بدهند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بگوييد. مى شنوم». گفتند: ما را با خدايانمان بگذار، و ما هم تو را با خدايت مى گذاريم. ابوطالب گفت: پيشنهاد منصفانه اى است؛ از آنها بپذير. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر من اين پيشنهاد شما را بپذيرم، آيا شما يك كلمه از من مى پذيريد كه اگر آن را بگوييد، بر عرب فرمان روا شويد و غير عرب، فرمانبر و تسليم شما شوند؟». ابوجهل گفت: بى گمان، اين، كلمه اى پُرسود است. آرى، به روح پدرت سوگند كه آن كلمه و ده تا مثل آن را هم مى گوييم! فرمود: «بگوييد: هيچ خدايى جز اللّه نيست». اما آن جماعت، از اين كلمه ناراحت و رميده شدند و با عصبانيت برخاستند و رفتند.