حدیث دربارهآزادى

عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمَّا جَمَعَ خاصَّةَ أهلِهِ فِي ابتِداءِ الدَّعوَةِ وبَيَّنَ لَهُم آيَةَ النُّبُوَّةِ ـ: يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ، إنَّ اللّهَ بَعَثَني إلَى الخَلقِ كافَّةً وبَعَثَني إلَيكُم خاصَّةً، فَقالَ عَزَّوجَلَّ: «وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» ۱، وأنا أدعوكُم إلى كَلِمَتَينِ خَفيفَتَينِ عَلَى اللِّسانِ، ثَقيلَتَينِ فِي الميزانِ، تَملِكونَ بِهِمَا العَرَبَ وَالعَجَمَ، وتَنقادُ لَكُم بِهِمَا الأُمَمُ، وتَدخُلونَ بِهِما الجَنَّةَ، وتَنجونَ بِهِما مِنَ النَّارِ: شَهادَةُ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وأ نِّي رَسولُ اللّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه در آغاز دعوت، خويشان نزديك خود را جمع كرد و آيت نبوّت را برايشان بيان فرمود ـ: اى پسران عبد المطّلب! خداوند مرا به سوى همه مردم عموماً، و به سوى شما خصوصاً فرستاده است؛ زيرا خداوند عز و جل فرموده: «و خويشان نزديكت را بيم ده» . من شما را به دو كلمه فرا مى خوانم كه گفتنش آسان است؛ امّا در ترازوى اعمال، گران و ارزشمند. شما با اين دو كلمه، بر عرب و عجم حاكم مى شويد و ملّت ها فرمان بردار شما مى شوند و به واسطه اين دو كلمه، به بهشت مى رويد و از آتش مى رهيد. اين دو كلمه، عبارت اند از: شهادت دادن به اين كه هيچ خدايى جز اللّه نيست و به اين كه من فرستاده خدا هستم.
۱.الشعراء: 214.
۲.الإرشاد: ج 1 ص 49، كشف اليقين: ص 49، إعلام الورى: ج 1 ص 322.
کلیدواژه‌ها حکمت پیامبریآزادی

احادیث دیگر این موضوع

۷
الطبقات الكبرى:هنگامى كه قريش مشاهده كردند اسلام جاى خود را باز كرده و مسلمانان پيرامون كعبه مى نشينند، گيج و درمانده شدند و از اين رو، نزد ابو طالب رفتند. گفتند: بفرست محمّد بيايد تا به او پيشنهاد منصفانه اى بدهيم. ابوطالب در پىِ پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد و او آمد. ابوطالب گفت: اى برادر زاده من! اينها عموهاى تو و بزرگان قومت هستند و مى خواهند به تو پيشنهاد منصفانه اى بدهند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بگوييد. مى شنوم». گفتند: ما را با خدايانمان بگذار، و ما هم تو را با خدايت مى گذاريم. ابوطالب گفت: پيشنهاد منصفانه اى است؛ از آنها بپذير. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر من اين پيشنهاد شما را بپذيرم، آيا شما يك كلمه از من مى پذيريد كه اگر آن را بگوييد، بر عرب فرمان روا شويد و غير عرب، فرمانبر و تسليم شما شوند؟». ابوجهل گفت: بى گمان، اين، كلمه اى پُرسود است. آرى، به روح پدرت سوگند كه آن كلمه و ده تا مثل آن را هم مى گوييم! فرمود: «بگوييد: هيچ خدايى جز اللّه نيست». اما آن جماعت، از اين كلمه ناراحت و رميده شدند و با عصبانيت برخاستند و رفتند.