خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
پیامبر اعظم(ص)
موضوعات
شكيبايى
145. هيچ كس به اندازه اى كه من در راه خد…
حدیث درباره
شكيبايى
پیامبر اعظم(ص)، ص ۱۷۳، ح ۱۴۵
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
شكيبايى
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
ما أُوذِيَ أحَدٌ مِثلَ ما أُوذيتُ فِي اللّهِ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
هيچ كس به اندازه اى كه من در راه خدا آزار ديده ام، آزار نديده است.
۱.
كنزالعمّال: ج 3 ص 130 ح 5818 نقلاً عن حلية الأولياء عن أنس.
کلیدواژهها
بهشت
نام های بهشت
عوامل بهشتی شدن
خوی های والا و کردارهای نیکو
+1 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۶
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه من، آزار و اذيّت نديده است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه من، در راه خدا آزار نديده و هيچ كس به اندازه من، در راه خدا ترسانده و تهديد نشده است. سه شبانه روز بر من گذشت، در حالى كه من و بلال [حبشى]، غذايى كه موجود زنده اى مى خورد، براى خوردن نداشتيم، مگر آن مقدارى كه اگر زير بغل بلال مى گذاشتى، ناپديد مى شد.
الطبقات الكبرىـ به نقل از اسماعيل بن عيّاش ـ: پيامبر خدا در برابر گناهان (خطاهاى) مردم، از همه شكيباتر بود.
المصنَّف، ابن ابى شيبهـ به نقل از طارق محاربى ـ: در بازار ذوالمجاز، در حالى كه سرگرم فروش كالايى بودم، پيامبر خدا را ديدم كه جُبّه اى قرمز رنگ پوشيده بود و در حال عبور، با صداى بلند مى گفت: «اى مردم! بگوييد كه هيچ خدايى جز اللّه نيست، تا رستگار شويد». مردى از پىِ او سنگ مى انداخت و قوزك ها و پشت پاشنه هاى پاى ايشان را خونى كرده بود و مى گفت: اى مردم! به حرفش گوش ندهيد، او دروغگوست. پرسيدم: اين كيست؟ گفتند: جوانى است از طايفه عبد المطّلب. پرسيدم: اين مرد كه در پىِ او مى رود و سنگ مى زند، كيست؟ گفتند: اين، عمويش عبد العُزّى (ابولهب) است.
تاريخ دمشقـ به نقل از منيب ـ: در زمان جاهليّت [كه هنوز اسلام، فراگير نشده بود]، پيامبر خدا را ديدم كه مى فرمود: «اى مردم! بگوييد كه هيچ خدايى جز اللّه نيست، تا رستگار شويد». اما بعضى به صورت او آب دهان مى انداختند و بعضى بر رويش خاك مى پاشيدند و بعضى دشنامش مى دادند. در اين هنگام، دختركى قدح آبى آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله صورت و دست هاى خود را شست و فرمود: «دختركم! صبور باش و براى مغلوبيّت و خوارىِ پدرت، اندوهگين مباش». من پرسيدم: اين دخترك كيست؟ گفتند: زينب است؛ دختر پيامبر خدا كه دختركى نوجوان بود.
صحيح البخارىـ به نقل از ابن مسعود ـ: انگار پيامبر خدا را مى بينم كه داستان پيامبرى از پيامبران را به نمايش مى گذارد كه قومش او را زدند و خونين كردند و او خون را از چهره اش پاك مى كرد و مى گفت: «بار خدايا! قوم مرا بيامرز؛ زيرا آنان نادان اند».
اولین حدیث
موضوع
حدیث 146