دعوت به خدا

4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَجهِ تَسميِتِهِ بِالدّاعِي ـ: وَأمَّا الدَّاعي، فَإِنِّي أدعُو النَّاسَ إلى دينِ رَبِّي عَزَّوجَلَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان علّت ناميده شدنش به داعى (دعوتگر) ـ: و امّا داعى، بدان سبب است كه من مردم را به دين پروردگارم عز و جل دعوت مى كنم.
۱.معاني الأخبار: ص 52 ح 2، علل الشرائع: ص 127 ح 1، الأمالي للصدوق: ص 256 ح 279 كلّها عن عبداللّه بن الحسن عن آبائه عن جدّه الإمام الحسن، بحار الأنوار: ج 16 ص 94 ح 28.
الإمام عليّ عليه السلام:رَحِمَ اللّهُ امرَأً سَمِعَ حُكما فَوَعى، ودُعِيَ إلى رَشادٍ فَدَنا، وأخَذَ بِحُجزَةِ هادٍ فَنَجا. ۱
امام على عليه السلام:خدا رحمت كند انسانى را كه حُكم (فرمان حكيمانه اى) را شنيد و پذيرا شد، و به راه راست فرا خوانده شد و [بدان] نزديك گشت، و كمربند راه نمايى را گرفت و رهايى يافت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 76، بحار الأنوار: ج 69 ص 310 ح 31.
عنه عليه السلام:ناظِرُ قَلبِ ۱ اللَّبيبِ بِهِ يُبصِرُ أمَدَهُ، ويَعرِفُ غَورَهُ ونَجدَهُ، داعٍ دَعا، وراعٍ رَعى، فَاستَجيبوا لِلدَّاعي، وَاتَّبِعُوا الرَّاعِيَ. ۲
امام على عليه السلام:[پيامبر صلى الله عليه و آله] چشمِ دلِ شخص خردمند است كه با آن، پايان كار خويش را مى بيند و نشيب و فراز آن را مى شناسد. دعوت كننده اى است كه فرا مى خواند و سرپرستى است كه سرپرستى مى كند. پس دعوتگر را اجابت نماييد و از سرپرست، پيروى كنيد.
۱.ناظِرُ القلب: استعارة من ناظر العين، وهو النقطة السوداء منها. والمراد: بصيرة القلب (كما في هامش المصدر).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 154، بحار الأنوار: ج 29 ص 600 ح 20.
الإمام عليّ عليه السلام:سُبحانَكَ خالِقا ومَعبودا! بِحُسنِ بَلائِكَ عِندَ خَلقِكَ. خَلَقتَ دارا، وجَعَلتَ فيها مَأدُبَةً؛ مَشرَبا ومَطعَما وأزواجا وخَدَما وقُصورا وأنهارا وزُروعا وثِمارا. ثُمَّ أرسَلتَ داعِيا يَدعو إلَيها، فَلاَ الدَّاعِيَ أجابوا، ولا فيما رَغَّبتَ رَغِبوا، ولا إلى ما شَوَّقتَ إلَيهِ اشتاقُوا! أقبَلوا عَلى جيفَةٍ قَدِ افتَضَحوا بِأكلِها، وَاصطَلَحوا عَلى حُبِّها. ۱
امام على عليه السلام:منزّهى تو، اى كه آفريدگار و معبودى! تو براى آن كه آفريدگانت از آزمايش تو سربلند به در آيند، سرايى [به نام آخرت]آفريدى و در آن، خوان گسترده اى از آشاميدنى و خوردنى و همسران و خدمتكاران و كاخ ها و نهرها و كشتزارها و ميوه ها قرار دادى. آن گاه، دعوت كننده اى فرستادى كه به سوى اين سرا فرا خوانَد؛ اما مردم نه دعوت كننده را اجابت كردند و نه به آنچه آنان را ترغيب كردى، رغبت ورزيدند و نه به آنچه تشويقشان كردى، اشتياق نشان دادند؛ بلكه به لاشه اى روى آوردند كه با خوردن آن، رسوا گشتند و در دوست داشتن آن، هم داستان شدند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 109، بحار الأنوار: ج 59 ص 175 ح 6.