آزادى
8 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن كِتابِهِ إلى أهالي نَجرانَ ـ: بِسمِ إلهِ إبراهيمَ وإسحاقَ ويَعقوبَ، مِن مُحَمَّدٍ رَسولِ اللّهِ إلى أُسقُفِ نَجرانَ وأهلِ نَجرانَ، إن أسلَمتُم فَإنِّي أحمَدُ اللّهَ إلَيكُمُ إلهَ إبراهيمَ وإسحاقَ ويَعقوبَ. أمَّا بَعدُ، فَإنِّي أدعوكُم إلى عِبادَةِ اللّهِ مِن عِبادَةِ العِبادِ، وأدعوكُم إلى وَلايَةِ اللّهِ مِن وَلايَةِ العِبادِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در نامه خود به مردم نجران ـ: به نام خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب، از محمّد فرستاده خدا، به اسقف نجران و مردم نجران؛ اگر اسلام آوريد، هم صدا باشما اللّه، همان خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب را سپاس و ستايش مى گويم. امّا بعد، من شما را از بندگىِ بندگان، به بندگىِ خدا فرا مى خوانم و از ولايت بندگان به ولايت خدا، دعوتتان مى كنم.
۱.تفسير الآلوسي: ج 3 ص 186، الدرّ المنثور: ج 2 ص 229 كلاهما نقلاً عن البيهقي في الدلائل عن سلمة بن عبد يشوع عن أبيه عن جدّه؛ بحار الأنوار: ج 21 ص 285.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ بَعَثَني أن أقتُلَ جَميعَ مُلوكِ الدُّنيا، وأجُرَّ المُلكَ إلَيكُم، فَأجِيبوني إلى ما أدعوكُم إلَيهِ تَملِكوا بِهَا العَرَبَ، وتَدينُ لَكُم بِهَا العَجَمُ، وتَكونوا مُلوكا فِي الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند مرا بر انگيخت تا با همه شاهان دنيا بجنگم و پادشاهى را به سوى شما بكشانم. پس مرا در آنچه شما را به سوى آن فرا مى خوانم، اجابت كنيد تا بدان وسيله، فرمان رواى عرب شويد و غير عرب فرمانبر شما شوند، و شهريارانى در بهشت گرديد.
۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 276 عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 18 ص 234 ح 77.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمَّا جَمَعَ خاصَّةَ أهلِهِ فِي ابتِداءِ الدَّعوَةِ وبَيَّنَ لَهُم آيَةَ النُّبُوَّةِ ـ: يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ، إنَّ اللّهَ بَعَثَني إلَى الخَلقِ كافَّةً وبَعَثَني إلَيكُم خاصَّةً، فَقالَ عَزَّوجَلَّ: «وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» ۱، وأنا أدعوكُم إلى كَلِمَتَينِ خَفيفَتَينِ عَلَى اللِّسانِ، ثَقيلَتَينِ فِي الميزانِ، تَملِكونَ بِهِمَا العَرَبَ وَالعَجَمَ، وتَنقادُ لَكُم بِهِمَا الأُمَمُ، وتَدخُلونَ بِهِما الجَنَّةَ، وتَنجونَ بِهِما مِنَ النَّارِ: شَهادَةُ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وأ نِّي رَسولُ اللّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه در آغاز دعوت، خويشان نزديك خود را جمع كرد و آيت نبوّت را برايشان بيان فرمود ـ: اى پسران عبد المطّلب! خداوند مرا به سوى همه مردم عموماً، و به سوى شما خصوصاً فرستاده است؛ زيرا خداوند عز و جل فرموده: «و خويشان نزديكت را بيم ده» . من شما را به دو كلمه فرا مى خوانم كه گفتنش آسان است؛ امّا در ترازوى اعمال، گران و ارزشمند. شما با اين دو كلمه، بر عرب و عجم حاكم مى شويد و ملّت ها فرمان بردار شما مى شوند و به واسطه اين دو كلمه، به بهشت مى رويد و از آتش مى رهيد. اين دو كلمه، عبارت اند از: شهادت دادن به اين كه هيچ خدايى جز اللّه نيست و به اين كه من فرستاده خدا هستم.
الطبقات الكبرى:لَمّا رَأت قُرَيشٌ ظُهورَ الإسلامِ وجُلوسَ المُسلِمينَ حَولَ الكَعبَةِ سُقِطَ في أيديهِم، فَمَشَوا إلى أبي طالِبٍ. قالوا: فأرسِل إلَيهِ فَلنُعطِهِ النَّصَفَ، فَأرسَلَ إلَيهِ أبو طالِبٍ، فَجاءَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يَابنَ أخي، هؤلاءِ عُمومَتُكَ وأشرافُ قَومِكَ وقَد أرادوا يُنصِفونَكَ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قولوا أسمَع.
قالوا: تَدَعُنا وآلهتَنا، ونَدَعُكَ وإلهَكَ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أرَأيتُم إن أعطَيتُكُم هذِهِ هَل أنتُم مُعطِيَّ كَلِمَةً إن أنتُم تَكَلَّمتُم بِها مَلَكتُم بِهَا العَرَبَ ودانَت لَكُم بِهَا العَجَمُ؟
فَقالَ أبو جَهلٍ: إنَّ هذِهِ لَكَلِمَةٌ مُربِحَةٌ، نَعَم وأبيكَ لَنَقولَنَّها وعَشرَ أمثالِها!
الطبقات الكبرى:هنگامى كه قريش مشاهده كردند اسلام جاى خود را باز كرده و مسلمانان پيرامون كعبه مى نشينند، گيج و درمانده شدند و از اين رو، نزد ابو طالب رفتند. گفتند: بفرست محمّد بيايد تا به او پيشنهاد منصفانه اى بدهيم.
ابوطالب در پىِ پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد و او آمد. ابوطالب گفت: اى برادر زاده من! اينها عموهاى تو و بزرگان قومت هستند و مى خواهند به تو پيشنهاد منصفانه اى بدهند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بگوييد. مى شنوم».
گفتند: ما را با خدايانمان بگذار، و ما هم تو را با خدايت مى گذاريم.
ابوطالب گفت: پيشنهاد منصفانه اى است؛ از آنها بپذير.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر من اين پيشنهاد شما را بپذيرم، آيا شما يك كلمه از من مى پذيريد كه اگر آن را بگوييد، بر عرب
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 202 عن عبداللّه بن ثعلبة بن صغير العذري، تفسير الطبري: ج 5 الجزء 7 ص 310، الدرّ المنثور: ج 3 ص 338 كلاهما نقلاً عن السدّي نحوه.
الطبقات الكبرى:أقامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِمَكَّةَ ثَلاثَ سِنينَ مِن أوَّلِ نُبُوَّتهِ مُستَخفِيا، ثُمَّ أعلَنَ فِي الرَّابِعَةِ، فَدَعَا النَّاسَ إلَى الإسلامِ عَشرَ سِنينَ. حَتَّى إنَّهُ لَيَسألُ عَنِ القَبائِلِ ومَنازِلِها قَبيلَةً قَبيلَةً ويَقولُ: يا أيُّهَا النّاسُ، قُولوا: لا إلهَ إلاَّ اللّهُ تُفلِحوا، وتَملِكوا بِهَا العَرَبَ، وتَذِلَّ لَكُمُ العَجَمُ، وإذا آمَنتُم كُنتُم مُلوكا فِي الجَنَّةِ. وأبو لَهَبٍ وَراءَهُ يَقولُ: لا تُطيعوهُ؛ فَإنَّهُ صابِئٌ كاذِبٌ! ۱
الطبقات الكبرى:پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز نبوّت خود، سه سال در مكّه مخفيانه دعوت مى كرد و سپس در سال چهارم، دعوتش را علنى ساخت و به مدّت ده سال، مردم را به اسلام دعوت كرد. تا جايى كه به سراغ تك تك قبايل و منزلگاه هاى آنان مى رفت و مى فرمود: «اى مردم! بگوييد: هيچ خدايى جز اللّه نيست، تا رستگار شويد و به وسيله اين كلمه، بر عرب ها حاكم گرديد و عجم ها در برابرتان تسليم شوند. و اگر ايمان آوريد، شهريارانى در بهشت خواهيد بود».
امّا ابولهب پشت سر ايشان حركت مى كرد و مى گفت: به حرفش گوش نكنيد. او فردى از دين برگشته و دروغگوست.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 216.
الإمام عليّ عليه السلام:فَبَعَثَ اللّهُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله بِالحَقِّ؛ لِيُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَةِ الأوثانِ إلى عِبادَتِهِ، ومِن طاعَةِ الشَّيطانِ إلى طاعَتِهِ، بِقُرآنٍ قَد بَيَّنَهُ وأحكَمَهُ، لِيَعلَمَ العِبادُ رَبَّهُم إذ جَهِلوهُ، وَليُقِرُّوا بِهِ بَعدَ إذ جَحَدوهُ، وَليُثبِتوهُ بَعدَ إذ أنكَروهُ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، محمّد صلى الله عليه و آله را به حق بر انگيخت تا بندگانش را از عبادت بت ها، به سوى عبادت خود بيرون كشانَد و از طاعت شيطان، به طاعت خويش در آورَدْ؛ با قرآنى كه آن را آشكار نمود و استوار ساخت تا بندگان، در آن هنگام كه پروردگارشان را نمى شناختند، بشناسندش و به وجود او كه انكارش مى كردند، اعتراف كنند و هستىِ او را كه باور نمى كردند، اثبات نمايند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 147، بحار الأنوار: ج 18 ص 221 ح 55.
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَعَثَ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله بِالحَقِّ؛ لِيُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَةِ عِبادِهِ إلى عِبادَتِهِ، ومِن عُهودِ عِبادِهِ إلى عُهودِهِ، ومِن طاعَةِ عِبادِهِ إلى طاعَتِهِ، ومِن وَلايَةِ عِبادِهِ إلى وَلايَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند عز و جل محمّد صلى الله عليه و آله را به حق بر انگيخت تا بندگانِ خود را از عبادت بندگانش به بندگىِ خويش، از تعهّدات بندگانش به تعهّدات خود، از طاعت بندگانش به طاعت خود، و از ولايت بندگانش به ولايت خود بكشانَد.
۱.الكافي: ج 8 ص 386 ح 586، فلاح السائل: ص 372 ح 248، بحار الأنوار: ج 77 ص 365 ح 34.
الإمام الباقر عليه السلامـ في رِسالَتِهِ إلى بَعضِ خُلَفاءِ بَني أُمَيَّةَ ـ: ومِن ذلِكَ ما ضُيِّعَ الجِهادُ الَّذي فَضَّلَهُ اللّهُ عَزَّوجلَّ عَلَى الأعمالِ. اشتَرَطَ عَلَيهِم فيهِ حِفظَ الحُدودِ، وأوَّلُ ذلكَ الدُّعاءُ إلى طاعَةِ اللّهِ عز و جل مِن طاعَةِ العِبادِ، وإلى عِبادَةِ اللّهِ مِن عِبادَةِ العِبادِ، وإلى وَلايَةِ اللّهِ مِن وَلايَةِ العِبادِ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در نامه خود به يكى از خلفاى اموى ـ: و از آن جمله است فرو گذاشتن جهاد، كه خداوند عز و جل آن را بر اعمال [ديگر] برترى داده است. در اين باره، با آنان شرط كرده كه حدود را حفظ كنند و قدم اوّلِ آن، دعوت به طاعت خدا به جاى طاعت بندگان است و به عبادت خدا به جاى عبادت بندگان و به حاكميت خدا به جاى حاكميت بندگان.
۱.الكافي: ج 5 ص 3 ح 4، وسائل الشيعة: ج 11 ص 6 ح 8.